تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
فرهنگى است كه در جانش ريشه دوانيده است . هويت ملى اين مردم اسلام است . بريدگان از اسلام اگرچه در داخل اين ملت و تحت حمايت اين ملتند اما در حقيقت از اين ملت بريده‌اند ، زيرا از فرهنگ اين ملت و از جان اين ملت و از روح اين ملت خود را جدا كرده‌اند . انقلاب اسلامى ايران تنها قيام عليه استبداد سياسى يا استعمار سياسى يا اقتصادى نبود ؛ قيام عليه فرهنگ غرب ، ايدئولوژى غربى ، دنباله روى از تفكر غربى بود ، بازگشت به هويت اسلامى و خود واقعى و روح جمعى اين مردم بود يعنى قرآن . اين قيام نوعى سرخوردگى از راه و روش‌ها و راه حل‌هاى غربى و بازيابى خود جمعى و ملى اسلامى - ايرانى بود و لهذا ساير كشورهاى اسلامى را دارد تحت تأثير قرار مىدهد . اما پاسخ پرسش چهارم اين است كه اولا جمهورى اسلامى در ايران امرى عمومى است نه اختصاصى ، جمهورى منهاى اسلام اختصاصى و غير عمومى است . ثانيا فرضا اين را اختصاصى بدانيم ، يعنى اختصاصى شدن يك امر عمومى تلقى كنيم ، اين ملت ايران است كه آن را اختصاصى كرده نه يك فرد و نه يك گروه . 10 . جمهورى اسلامى يعنى اين كه حاكميت متعلق به روحانيون باشد و اين بر خلاف حقوق مكتسبه ملت ايران است كه در انقلاب مشروطيت به دست آورد كه قواى مملكت ناشى از ملت است و اين راهى است از نظر سياسى و اجتماعى و حقوقى برگشت ناپذير . البته ملت حق دارد هميشه براى تدوين قانون اساسى بهتر و مترقىترى قيام و اقدام كند ، اما معقول نيست كه حق حاكميت خود را به شخص يا اشخاصى واگذارد . دليل اين امر را بايد در نوشته‌هاى دو قرن پيش روسو جست . بدين گونه قانون اساسى ما با قبول اصل مترقى حاكميت ملى به بحث « ولايت شاه » و « ولايت فقيه » پايان داده است . خلاصهء استدلال اين است كه مردم ايران در انقلاب مشروطيت حق حاكميت ملى - يعنى اين كه قواى مقننه ، مجريه ، قضائيه ناشى از ملت است - به دست آورده است و معقول نيست كه اين حق را به شخص يا اشخاصى تفويض كند ، هرچند
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 323 | مرتضى مطهرى