جامعه توحيدى يعنى جامعهاى بر اساس جهانبينى توحيدى - كه جهان ماهيت از اويى و به سوى اويى دارد - و داراى ايدئولوژى توحيدى است كه از آن به توحيد عملى ياد مىشود ، يعنى رسيدن انسان به يگانگى اخلاقى و يگانگى اجتماعى ، كه هر دوى اينها در آيه كريمه معروف كه رسول اللَّه در صدر نامههايش به شخصيتهاى جهان آن را ثبت مىكرد : ( قُلْ يا اهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا الى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ الّا نَعْبُدَ الّا اللَّهَ وَ لانُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ ) [ ذكر شده است . ]
جملهء تَعالَوْا الى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ توحيد نظرى را و جملهء الّا نَعْبُدَ الّا اللَّهَ توحيد عملى فردى را و جملهء وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً . . . توحيد عملى اجتماعى را كه مساوى است با آزادى و دموكراسى [ بيان مىكند . ]
7 . اگر شما حاكميت مطلق ملت را بپذيريد ، مردم ايران كه تا كنون تقريبا در همه قيامهاى خود بالمآل شكست خوردند ، پس از قرنها مىتوانند نفسى راحت بكشند و در فرداى پيروزى جشن دوگانهاى ( سقوط استبداد سياه و استقرار حكومت مردم ) بر پا سازند .
عجبا ! چگونه است كه خواسته خود مردم يعنى « جمهورى اسلامى » حاكميت مردم را نقض مىكند . اگر خواسته مردم حاكميت آنها را نقض كند بايد بگوييم دموكراسى امر محال است زيرا هميشه وجودش مستلزم عدمش است . چه كسى مىخواهد اسلامى بودن جمهورى را بر مردم تحميل كند ؟ آيا پيشنهاد كردن تحميل است ؟ پس همه احزاب دنيا كه از مردم تقاضاى رأى مىكنند ، بر مردم تحميل مىكنند ؟
بعلاوه ، اين نهضت از آن روز اوج گرفت و شورانگيز شد كه جمهورى اسلامى اعلام شد . جمهورى اسلامى يعنى يك نفى و يك اثبات . اما نفى ، نفى رژيم حاكم 2500 ساله ، چون جنبه دائمى و زورى و تحميلى سلطنت را كه بزنيم مىشود جمهورى . اما اثبات يعنى محتواى اسلامى و توحيدى .
8 . چند قرن است كه غربيان مىگويند كه ملتهاى مشرق زمين لياقت آزادى و دموكراسى بىقيد و شرط را ندارند و هميشه بايد در پاى علم خودكامهاى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٠