تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
سينه بزنند . بايد به اين ياوه‌ها در ميدان عمل پاسخ داد . هنديان بطلان اين ادعا را ثابت كردند اما نوبت ايران نرسيده است . جواب اين قسمت ، از آنچه در پاسخ قسمت پيشتر گفته شد روشن است . 9 . به همهء اين دلايل اكنون سفره دل را به پيروى از سنتهاى گرانبهاى اسلامى در حضرت شما مىگسترم و مىگويم كه به چه دلايلى با جمهورى اسلامى مخالفم : 1 . هر انقلابى دو ركن دارد : اول مردمى كه بايد انقلاب كنند ، دوم رهبر يا رهبرانى كه بايد لحظه مناسب را تشخيص دهند و با اعلام شعارها و رهنمودهاى مناسب انقلاب را هدايت كنند . ركن دوم در قسمت اعظم متعلق به شماست . ولى درباره ركن اول چه بايد گفت ؟ چرا بايد در ساختن ايران آينده رأى آزادانه ملت را نپرسيد ؟ آيا مىتوان ادعا كرد همه شهيدانى كه در سالهاى سياه با خون خود نهال انقلاب را آبيارى كردند طرفدار جمهورى اسلامى بودند ؟ آيا مىتوان ادعا كرد كه همه زندانيان سياسى كه با زندگى و شرف خود مقدمات آزادى را فراهم آوردند داراى ايدئولوژى مذهبى بودند و هستند ؟ آيا مىتوان ادعا كرد كه همه كسانى كه هر روز به بهاى جان يا شرف يا آزادى يا زندگى خود مبارزه را ادامه مىدهند يكپارچه طرفدار چنين نظرى هستند ؟ . . . حماسه‌اى كه ايجاد شده مربوط به همه ملت ايران است ، پس كار منطقى و درست و عادلانه اين است كه فقط مُهر ملت ايران باشد و بس و هر كارى ديگر امرى عمومى را اختصاصى مىكند . در حقيقت در اينجا چند سؤال است : الف . چرا رأى آزادانه مردم را نمىپرسيد ؟ ب . آيا همه شهيدان و زندانيان ، جمهورى اسلامى مىخواسته‌اند ؟ ج . چرا فقط مهر ملت ايران نباشد ؟ د . چرا امرى عمومى را اختصاصى مىكنيد ؟