پاسخ پرسش اول اين است كه اولا مردم ايران به اين پرسش پيشاپيش پاسخ دادهاند ، در راهپيماييهاشان ، در شعار اللَّهاكبر شان ، در شعارهاى ديوارىشان ، در قبول رهبرى امام . گفته شد كه رهبر لحظه مناسب را تشخيص مىدهد و با اعلام شعارها و رهنمودهاى مناسب ، انقلاب را هدايت مىكند . اتفاقا جان مطلب همين جاست كه رهبر با اعلام شعار « جمهورى اسلامى » و « به پيش به سوى حكومت اسلام » به انقلاب روح داد ، زيرا با زبان دل مردم و خواستههاى درونى عموم مردم [ سخن گفت ] هر چند گروهى معدود از روشنفكران كه در عالم هپروت زندگى مىكنند و از متن زندگى مردم بدورند دلخور شدند . نداى امام نداى برخاسته از متن فرهنگ و تاريخ مردم بود .
ثانيا رفراندوم تأكيد بر همين پرسش است كه دقيقا درصد خواهندگان جمهورى اسلامى كه در رفراندوم شركت مىكنند روشن شود .
پاسخ پرسش دوم اين است كه نه ، همهء كشتهشدگان و زندانيان طرفدار جمهورى اسلامى نبودهاند ولى اكثريت قاطع طرفدار بودهاند . آيا دموكراسى چه ايجاب مىكند ، ترجيح نظر اقليت را يا اكثريت را ؟ فرضا ما بخواهيم آراء آنها را دخالت دهيم ، باز [ نظر ] اكثريت قاطع جمهورى اسلامى بوده است . از دهها هزار شهيد شايد صد كشته غير اسلامى هم نداشته باشيم .
ثانيا بايد ديد ملت ايران به دنبال كدام كشتهشدگان راه افتادند ؟ به دنبال آنان كه آنها را مدافع عقيده و فرهنگ خود مىدانستند و از خود مىدانستند و يا آنان كه از شنيدن افكار و عقايد آنها درباره جهان ، انسان ، خانواده ، عفاف ، پاكى ، مو بر تن اين ملت راست مىشد و هميشه با خود مىگفت نكند سقوط رژيم منجر به روى كار آمدن اين اقليت بشود .
اما پاسخ پرسش سوم اين است كه مُهر اسلاميت را اكثريت قاطع ملت ايران زده است . مبارزه ملت ايران ، انقلاب ملت ايران تنها يك انقلاب سياسى عليه ظلم و ستم نبوده است ، تنها ضد استعمار سياسى نبود و نيست ، انقلاب ايدئولوژيك [ بوده ] عليه ايدئولوژيهاى غربى استعمارگر كه زير پوشش الفاظ فريبنده آزادى ، دموكراسى ، سوسياليسم ، تمدن ، تجدد ، پيشرفت ، تمدن بزرگ و امثال اينها عنوان مىشد . ملت ايران آن روز كه گفت جمهورى اسلامى ، خواست مُهر خودش را يعنى مهر فرهنگ خودش را به آن بزند ، و در حقيقت مىدانيم كه هويت يك ملت آن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٢