است ، مقصود از عصاى موسى مثلا سخن موسى ، تبليغ موسى و زبان موسى بود كه مثل اژدها منطق آنها را بلعيد .
اين معنايش انكار قرآن است ، معنايش اين است كه ما استقلال در فكر نداريم و قرآن را پيشوا قرار ندادهايم كه بگوييم آنچه قرآن مىگويد ، من روى آن تدبر كنم ببينم چگونه است ؛ بلكه از اول بنا را بر اين گذاشتهايم كه مكتبهاى ديگر را بپذيريم ، بعد بياييم آيات قرآن را روى آن حرفهاى ديگر توجيه و تأويل كنيم . در قرآن « غيب » آمده است ، بگوييم مقصود غيبِ انقلاب است .
نمونهاى از التقاط
در كتابى « 1 » مطلبى را خواندم . قرآن در سوره فيل تصريح مىكند :
الَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِاصْحابِ الْفيلِ . الَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فى تَضْليلٍ . وَ ارْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً ابابيلَ . تَرْميهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجّيلٍ . فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكولٍ « 2 » .
اين سوره ناظر است به حادثهاى كه از آن حادثه تا نزول اين آيه حداكثر چهل سال فاصله بود . مثلا ما الان در سال 1358 هجرى شمسى هستيم ، كسى بخواهد حادثهاى را كه مربوط به سال 1318 باشد بازگو كند كه افرادى كه در سنين عمرى مثل سنين عمر من هستند كاملا يادشان هست . قرآن دارد حادثهاى را مربوط به مكه در خود مكه نقل مىكند كه صدها نفر در آن زمان وجود داشته و بودهاند و اكثريت قريب به اتفاق آنها هم دشمن پيغمبر بودند و اگر چنين حادثهاى واقع نشده بود يا به اين شكل نبود مىگفتند اين دروغها چيست كه مىبافى ؟ ! ما كه بوديم ، چنين چيزى واقع نشد . [ ابرهه با سپاهش به كعبه حمله كرد براى تخريب آن و ] « 3 » منتقل كردن اين معبد ابراهيمى به همين « صنعا » كه پايتخت يمن شمالى است . در اين جا به شكل معجزه آسايى [ آنها سركوب شدند . ] آنچه از قرآن استفاده مىشود قدر مسلّم [ اين است كه ] مرغانى از كنار درياى احمر پرواز كردند . سنگهاى گِلين يا گِلهاى
هامش
( 1 ) . [ از نشريات گروه نادان و جنايتكار فرقان كه آيتاللَّه مطهرى را به شهادت رساندند . ]
( 2 ) . سوره فيل .
( 3 ) . [ افتادگى از نوار است . ]