طورى كه او بخواهد عوض مىشود . اين مسئله مهمى نيست ؛ الان هم در طبيعت ، ذرات عالم مأموريت خدا را انجام مىدهند ، منتها امروز به شكلى ، آن روز به شكل ديگر . نمىخواهد زير اين بار برود ، مىخواهد بگويد ماده و ماديات استقلال بالذات دارند ، امكان ندارد كه اينها از مسير خودشان خارج شوند ، بعد مىآيد آيات قرآن را اين گونه تأويل مىكند .
اين خودش خدمت به استعمار است . من به دانسته و ندانسته بودنش كار ندارم ، كسانى كه اينچنين فكر مىكنند ، مكتب اسلام را به مكتبهاى ديگر تطبيق مىدهند ، استقلال را از مكتب اسلام و در واقع از اسلام مكتبى و اسلام ايدئولوژيك مىگيرند و عناصر مكتبهاى ديگر را وارد مىكنند چه بدانند چه ندانند در خدمت استعمار هستند . خدمت اينها به استعمار از خدمت عامل استعمار سياسى و عامل استعمار اقتصادى بيشتر هست و كمتر نيست . خيانت اينها به ملت بيشتر هست و كمتر نيست .
تأويل قرآن و نهجالبلاغه
پس در آيندهء انقلاب اسلامى از جمله مسائلى كه زياد بايد روى آن فكر كنيم مسئله استقلال است كه خودمان را به استقلال كامل برسانيم بالاخص استقلال مكتبى .
تأويل كردن قرآن و نهجالبلاغه خيانت است . « نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ « 1 » » خيانت است . عدهاى دم از قرآن مىزنند ولى فقط يك عده آيات را مطرح مىكنند ، كأنه قرآن در يك عده آيات معين خلاصه شده ؛ مسائلى را كه به جنبههاى معنوى قرآن مربوط است مطرح نمىكنند . اين [ معرّف ] قرآن نيست . خطبههايىاز نهجالبلاغه كه در زمينه تقوا ، زهد و خوف از خدا و در زمينه معنويت است ، اين تابعان نهجالبلاغه كه دم از نهجالبلاغه مىزنند يك كلمه از آنها حرف نمىزنند . مكتب على آن نيست .
مكتب على همان است كه سيد رضى در هزار سال پيش درك كرده بود ؛ مىگويد وقتى من در خطبههاى على مطالعه مىكنم چيزى كه حيرت من را برمىانگيزد و من مكرر در جمع رفقا اين را مىگويم اين است كه مىبينم من با صحنههاى متناقض و متضاد روبرو مىشوم و آدم باور نمىكند كه يك انسان تا اين اندازه جامعيت داشته
هامش
( 1 ) . نساء / 150 .