سوء نيت نداشته باشى .
اين است كه من روى مسئله استقلال خيلى تكيه مىكنم ، استقلال سياسى ، استقلال اقتصادى ، استقلال فرهنگى و بالخصوص روى استقلال فرهنگى و در استقلال فرهنگى بالاخص روى استقلال مكتبى زياد تكيه دارم .
استقلال مكتبى
ما اگر مكتب مستقل خودمان را ارائه نكنيم انقلاب ما به نتيجه و ثمر نمىرسد ، جذب مكتبهاى ديگر مىشويم . ولو اين كه رژيم را عوض كرديم ، استقلال سياسى و استقلال اقتصادى به دست آورديم اما اگر به استقلال فرهنگى ، بالخصوص به استقلال مكتبى نرسيم باختهايم . ما بايد كار كنيم ، بايد نشان بدهيم جهانبينى اسلامى نه با جهانبينى غربى مىخواند نه با جهانبينى شرقى . اين چه بيمارى است كه عدهاى مىخواهند حتى جهانبينى اسلامى را به يكى از جهانبينىهاى غربى يا شرقى تطبيق بدهند . به آيات قرآن كه مىرسند آنها را به گونهاى تأويل و توجيه مىكنند كه با يكى از مكتبهايى كه در غرب يا شرق وجود دارد بخواند . اسم مَلَك و فرشته كه مىآيد به گونهاى مىخواهند توجيه و تأويل كنند . [ به اين افراد بايد گفت حقيقت ] اينها نيست . اگر تو [ به آن ] نرسيدهاى كوشش كن كه برسى . ما بخواهيم يا نخواهيم ، بفهميم يا نفهميم ، فكر ما برسد يا نرسد ، در قرآن دهها معجزه از پيغمبران آمده است و اين از مفاخر قرآن است . اگر اين مسائل نبود اصلا دين نيمى از رسالت خود را از دست داده بود . دين آمده است براى اين كه ديد ما را وسيع كند ( ديد حسى كه نيازى به آمدن پيغمبران ندارد ) ، ايمان به غيب را در ما ايجاد كند ، ارزش انسان را تا آنجا بالا ببرد كه انسان بتواند از قوانين معنوى بر ضد قوانين مادى استفاده كند ، يعنى كارى را انجام بدهد كه با قوانين مادى جور در نمىآيد ، قوانين ما فوق مادى بر قوانين مادى حكومت كند ، كه اسمش مىشود معجزه . در قرآن چقدر معجزه آمده ؟ ! مگر رودربايستى داريم ؟ ! عدهاى تا مىرسند به معجزات قرآن ، شروع مىكنند به تأويل و توجيه كردن كه اگر قرآن مىگويد دريا براى موسى شكافت ، مقصود اين است كه در آن وقت مثلا دريا جزر و مد داشته ، حالت جزر دريا بوده و جزر هم طول كشيده ، آنوقت موسى آمده از كف دريا رفته ، وقتى كه موسى رد شد دريا به حالت اوّل برگشت . اگر قرآن مىگويد عصاى موسى اژدها شد ، مقصود چيز ديگر