تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
داريم . مىگفت شما قدر اين دولت و اين حكومت و اين تمدن را بدانيد . شما الان آمده‌ايد اينجا مىخواهيد رشته‌هاى عالى ادبيات بخوانيد ، رشته‌هاى علوم را بخوانيد ، پزشكى بخوانيد ، فيزيك بخوانيد ، شيمى بخوانيد ، مىخواهيد در اين رشته‌ها متخصص بشويد ؛ هيچ مىدانيد ما در گذشته چه كتابهايى داشتيم ؟ ! رفته بود يكى از اين كتابهاى دعانويسى را كه در آن جدول و مانند آن و آداب مارگيرى و امثال اينها هست آورده بود و آن را باز كرده و گفته بود آيا مىخواهيد بدانيد كه در گذشته ما مردم به چه چيزهايى سرگرم بوديم ؟ براى آنها مىخواند : « چَكَرى پَكَرى مَكَرى . . . » و گفت اينها بوده است آنچه كه ما داشتيم . بعد آن مرد روحانى مىگفت كه اتفاقا در همان ايام من مقاله‌اى در يكى از روزنامه‌ها نوشته بودم . دعوتنامه‌اى به منزل ما آمد كه در آن نوشته بودند مقاله تو امسال بهترين مقاله تشخيص داده شده . دعوت كرده بودند كه بروم پيش وزير فرهنگ - كه وزير آموزش و پرورش هم بود - كه آنجا مثلا جايزه مىخواهند بدهند . من رفتم . دم در گفتند كيستى ؟ گفتم بگوييد فلان كس مىخواهد بيايد . با اسم من آشنا بود . تا چشمش به من افتاد با تعجب گفت : تو كه آخوندى ! گفتم : بله من آخوندم . گفت : اين بهترين مقاله را تو نوشته‌اى ؟ ! گفتم : بله من نوشته‌ام . باور نمىكرد كه يك آخوند بتواند مقاله بنويسد و مقاله او بهترين مقاله سال بشود . نشستيم . كمى كه صحبت كرديم اظهار [ اعجاب ] كرد ، گفت فلان مطلبى كه تو در آن مقاله نوشته بودى با آخرين نظريه‌اى كه روانكاوها ( فرويديست‌ها ) گفته‌اند تطبيق مىكند ، اين را تو از كجا گفته‌اى ؟ من فكر مىكردم تو يا تحصيلكرده اروپا هستى يا تحصيلكرده امريكا ، از كجا تو اين نظريه را اين جور خوب تعبير كردى ؟ به او گفتم اين ، مضمون يك حديث است ، اين را من از يك حديث الهام گرفتم . بيشتر تعجب كرد . يك مرتبه من به او عتاب كردم ، گفتم : فلان كس ! تو كه اينجا نشسته‌اى مىخواهم ببينم الان تو فاضلترى يا من ؟ آن مزخرفها چه بود كه آنجا گفتى ، كتاب دَعَوات را پيدا كرده بودى و آن سخنان را گفتى ؟ ! چرا به ملتت خيانت مىكنى ؟ آيا در مدرسه‌هاى قديم ما اين كتابها تدريس مىشد ؟ در مدرسه‌هاى قديم ما ادبيات نبود ؟ ريشه اين ادبياتى كه شما داريد همان ادبيات است . فقهى تدريس مىشد كه با بزرگترين مكتبهاى حقوق دنيا برابرى مىكند . اصولى تدريس مىشد كه اصلا يك علم جديد است كه فلسفه‌هاى غرب در نهايت امر منتهى شده به يك نوع فلسفه‌اى كه شبيه‌ترين