بزرگترين هديه يك رهبر به ملت خود
از جمله كارهايى كه رهبران بزرگ ما و بالخصوص رهبر بزرگ فعلى ما حضرتآيتاللَّه العظمى امام خمينى در اين سالها انجام دادند اين بود كه اين خودباختگى را از مردم ما گرفتند و مردم ما را به آن خود واقعى و به آن روح جمعى مؤمن ساختند .
بزرگترين هديهاى كه يك رهبر به ملتش مىتواند بدهد « ايمان به خود » است ، يعنى آن ملت را به خودش مؤمن كند . يك رهبر ممكن است هديهاى كه به مردمش مىدهد هديه مادى باشد ، فرض كنيد يكى از منابع مادى را كه دشمن مىبرده است بگيرد و به ملت پس بدهد . ممكن است هديه سياسى باشد ، استقلال سياسى به ملت خودش بدهد . ممكن است ايمان به رهبر باشد يعنى ملت معتقد شود كه رهبر ما رهبر خيلى بزرگى است . ولى اينها آنقدر مهم نيست كه هديهاى كه يك رهبر به ملتش مىدهد اين باشد كه اين ملت را به خودش مؤمن و معتقد كند كه بگويد من نبايد زير بار دشمن بروم ، زير بار استبداد بروم ، زير بار استعمار بروم ، من از خودم تاريخ دارم ، از خودم فرهنگ دارم ، من هيچ احتياجى ندارم كه از غرب الگو بگيرم .
دو دليل بر رد « جمهورى دموكراتيك اسلامى »
شما ديديد كه در نامگذارى « جمهورى اسلامى » عدهاى از به اصطلاح روشنفكران ما بدون آن كه كوچكترين سوء نيتى داشته باشند اصرار داشتند كه بگوييم « جمهورى دموكراتيك اسلامى » ولى ايشان زير بار اين كلمه نرفت ، چرا ؟ آيا با دموكراسى مخالف بود ؟ نه . چند دليل داشت . يك دليلش اين بود كه دموكراسى در مفهوم غربى با دموكراسى در مفهوم اسلامى تفاوتى دارد . دموكراسى در مفهوم غربى در حدود آزاديها و رهاييهاى حيوانى خلاصه مىشود . دموكراسى غربى همان است كه ما نتيجهاش را امروز در پيشروترين كشورهاى دموكراسى غرب مثلا انگلستان و فرانسه مىبينيم . انگلستان در ده سال پيش مسئلهء همجنسبازى را روى چه اساسى قانونى كرد ؟ روى اساس دموكراسى . گفت قانون آن است كه ملت بخواهد ، مردم بخواهند ، اكثريت مردم ما در عمل نشان دادهاند كه همجنس بازى را مىخواهند .
دموكراسى ايجاب مىكند كه اين كار قانونى باشد .
ما مىگوييم خواسته بشر و اين كه انسان بخواهد ، ملاك نيست . اين همان تز