ملانصرالدين است كه سوار قاطرش بود ، گفتند كجا مىروى ؟ گفت : « هر جا كه ميل قاطر باشد . » انسان كه نبايد تابع شهوت و ميلهاى خودش باشد . آنها مىگويند ملت ما اينچنين خواسته است !
به واسطه اعدام چند نفر همجنس باز ، كشورهاى به اصطلاح دموكرات دنيا و پيشرفته در دموكراسى اعتراض كردند . در ورقهاى كه از زبان فرانسه ترجمه كرده بودند ديدم چند گروه اعتراض كرده بودند كه اين بر ضد دموكراسى و آزادى است كه همجنسبازى در كشورى مانند ايران جرم شناخته شود . آنوقت چند گروه هم عليه ايران اعلاميه داده بودند . در صدر همه ، گروه همجنسبازان مؤنث بود . بعد مثلا اتحاديه خلق همجنسبازان و گروه سوسياليست همجنسبازان ، از اين قبيل اسمهاى عجيب و غريب .
ما مىخواهيم دموكراسى را بر اساس آزاديهاى انسانى بنا نهيم نه بر اساس رهايى حيوانيت ؛ و امكان ندارد انسانيت انسان آزاد باشد در حالى كه حيوانيت او رهاست . يعنى [ در رابطهء ] انسانيت و حيوانيت ، يا بايد حيوانيت تابع و مطيع انسانيت باشد و يا انسانيت انسان مقهور و ذليل و برده حيوانيتش باشد .
اين ، يك دليل كه ايشان قبول نمىكردند كه بگوييم جمهورى دموكراتيك اسلامى .
دليل دوم : به كار بردن اين نام تقليد از غرب و به معناى الگو گرفتن از غرب است . آيا در كلمهء « اسلامى » و در متن اسلام حرّيت و آزادى هست يا نه ؟ آيا در متن اسلام حاكميت ملى ، حكومت مردم بر مردم هست يا نه ؟ آيا در متن اسلام مردم حق دارند با انتخاب و با آراء خود نماينده خويش را انتخاب كنند يا نه ؟ آيا مردم حق دارند كه رئيس جمهورى خودشان را انتخاب كنند يا نه ؟ بله ، مردم حق دارند ، و از اصول درست دموكراسى بيش از اينها ما چيزى نمىخواهيم . وقتى مىگوييم جمهورى اسلامى ، كلمهء « اسلامى » در محتواى خودش همه اينها را دارد ، اما همين قدر كه بگوييم « جمهورى دموكراتيك اسلامى » معنايش اين است كه ما چشم به دنياى غرب داريم . [ رهبر ما مىگويد ] من نمىخواهم كه ملتم چشم به دنياى غرب داشته باشد و الگو از غرب بگيرد .
همين طور سوسياليسم . ما بايد ببينيم در متن اسلام محتواى سوسياليسم و جنبههاى خوب سوسياليسم هست يا نيست . وقتى هم كه آن جنبهها را در نظر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢١٨