مىگويند براى بدن مضر است و از هر پزشكى اگر بپرسيد تجويز نمىكند و مخصوصا اعتياد به اينها را مضر مىداند - بر آشاميدنىهاى خود ترجيح مىدهد . هر نوع شربتى از شربتهاى ايرانى ( شربت ريواس ، سكنجبين ، بهليمو ) به دليل اين كه ايرانى است خوب نيست ولى هر شربتى كه از آنجا بيايد حتما خوب است ! هر نوع اغذيهاى - كه گاهى آنها در آرزوى اغذيهء ايرانى هستند - چون ايرانى است بد است ، چون از آنجا آمده خوب است .
گاهى در روزنامهها مىخوانيم كه در بسيارى از مهمانخانههاى خيلى مدرن كه متجددهاى درجهء اول - كه پول زياد در جيب دارند و وقتى سر يك ميز مىنشينند و بلند مىشوند كمتر از پانصد تومان براى يك غذا نمىدهند - به آنجا مىروند غذاهاى فرنگى عرضه مىشود . ولى وقتى كه دقت مىكنيد كه اين غذا را از چه درست كردهاند ؟ مىبينيد از خرچنگ ، از قورباغه ، ولى غذاى فرنگى است .
در روزنامه خواندم كه زنى با شوهرش به يكى از مهمانخانههاى خيابان جردن رفته بود . از همان غذاهاى فرنگى چنين و چنان و با اسمهاى خاص فرنگى آوردند و خورد . بعد پرسيد كه اين را از چه درست مىكنند ؟ تا گفتند از خرچنگ يا قورباغه ، فورا بالا آورد .
اين معنىِ خودباختگىِ ملى است ؛ يعنى ملتى خودش خودش را هيچ مىداند ، تاريخ خودش را هيچ مىداند ، عالِم خودش را هيچ مىداند ، فرهنگ گذشته خودش را هيچ مىداند ، تمدن گذشته خودش را هيچ مىداند ، نظامات اجتماعى خودش را هيچ مىداند . هر قانونى كه خودش داشته است چون از خودش بوده مىگويد اين بد است ، هر قانونى كه از كشور بيگانه بيايد چون از ناحيهء آنها آمده مىگويد اين خوب است .
اگر ملتى خودباخته شد ، خودش و روحش را در مقابل ملت ديگر باخت يعنى اگر استعمار روحى و فكرى و فرهنگى شد ، ديگر به دنبال آن با كمال افتخار استعمار سياسى و استعمار اقتصادى را مىپذيرد ، يعنى سرمايههاى مادى خودش را دودستى به او تقديم مىكند و براى خودش هم افتخار مىشمارد . نوكرى بيگانه را با كمال افتخار مىپذيرد ، چرا ؟ چون استعمار فكرى و فرهنگى شده .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢١٦