خودمان را كشف كنيم ، چگونه كشف كنيم ؟ يكى اين كه با تاريخ خودمان آشنا شويم . ديگر اين كه با ايدئولوژى خودمان اسلام آشنا شويم .
پنج قرن تمدن اسلامى
ديشب بعد از سخنرانى ، يكى از برادرها آمد با كمال صداقت از من سؤالى پرسيد ، گفت مخالفان سؤالى از ما مىكنند كه اگر اسلام به عنوان يك ايدئولوژى قادر بود ملتى را نجات بدهد و سر پاى خودش نگه دارد ، تمدنى به وجود آورد ، فرهنگى بهوجود آورد ، يك واحد اجتماعى به وجود آورد ، چطور در طول اين چهارده قرن يك نمونه هم نتوانست به وجود آورد ؟ به آن برادر عرض كردم : به همان دليل كه پنج قرن چنين تمدنى را به وجود آورد و من و تو از تاريخ خودمان بىخبريم . ما چقدر بايد از تاريخ خودمان بىخبر باشيم ! اسلام پنج قرن ( پانصد سال ) تمدنى را در سه مركز بزرگ ( اندلس ، مصر ، و بغداد و ايران ) به وجود آورد كه مجموع اينها را « تمدن اسلامى » مىنامند . شما از قول جامعهشناسان غرب در نظر بگيريد . مثلا توين بى كه يك مورخ جامعه شناس در زمان خودمان بود و چهار پنج سال بيشتر نيست كه مرده است تمدنهاى عالم را تقسيم بندى كرده است . سى و چند تمدن در دنيا تشخيص داده ، بعد بعضى را كنار زده و بعضى را درجهء اول در نظر گرفته تا به پنج تمدن رسيده است . باز برخى از آنها را كنار زده و به سه تمدن رسانده است . در ميان آن سه تمدن بزرگ جهانى يكى را تمدن اسلامى مىشناسد . دنيا تمدنى به نام تمدن اسلامى - نه تمدن عربى ، نه تمدن ايرانى ، نه تمدن هندى ، نه تمدن تركى - مىشناسد .
يكى از نيرنگهاى غرب اين بود كه در پوست ملل مسلمان رفت [ و ميان آنها در باب تمدن اسلامى تفرقه ايجاد كرد . ] چون نمىشد اين تمدن گذشته را انكار كرد ، در پوست عربها رفت و گفت تمدن عرب . حتى گوستاو لوبون وقتى كتاب مىنويسد مىگويد تمدن عرب . گو اين كه مترجم فارسىاش گفته تمدن اسلام و عرب ، ولى او مىگويد تمدن عرب ، براى اين كه عرب بگويد اين تمدن مال من بود . ولى وقتى كه به ايران مىآمدند نقيض و ضد آن را به ايران تلقين مىكردند كه اين تمدنى كه در گذشته بوده تمدن ايرانى بوده ، بوعلى سينا وابسته به تمدن ايرانى است و از بقاياى