به سود چه كسى بود ؟ به سود سبطىها ؛ از ميان قبطىها به سود سبطىها . فرق بين قبطى و سبطى اين است كه سبطى انسانى است كه از ناحيهء انسانهاى بيرونى به زنجير كشيده شده ولى خودش در درونش يا به زنجير كشيده نشده يا كمتر كشيده شده است . قهرا دعوت موسى در ميان اينها داوطلب بيشترى دارد ؛ همانطور كه وقتى پيغمبر اسلام ظهور كرد بيشتر چه كسانى دعوتش را پذيرفتند ؟ لا اقل هشتاد درصد ، محرومها پذيرفتند چون موانعشان كمتر بود ، بيست درصد مرفهها ، ولى پيغمبر توانست در آن بيست درصد هم انقلاب ايجاد كند .
پس اين دو جهت را نبايد با يكديگر اشتباه كنيم . انقلابهاى اسلامى به سود مستضعفين و در جهت خير مستضعفين ( آن هم نه مستضعف به عنوان يك طبقه ) يعنى در جهت عدالت است ، قهرا از او گرفته مىشود به اين داده مىشود . آن كه بايد بگيرد ، برايش هم فال است هم تماشا ، يعنى هم پاسخگو به فطرت خودش است هم چيزى به دستش آمده . ولى آن كه بايد بدهد ، به فطرتش پاسخ مىگويد اما بايد پا روى مطامع خودش بگذارد ، از اين جهت است كه بسيار مشكل است . اين است كه موفقيت در ميان اين طبقه كم است .
عدهاى كه آن گونه فكر مىكنند ، مىگويند اصلا انقلاب اسلامى انقلابى است مال محرومان عليه مرفهها ، غير محرومان اساسا انقلابى نيستند و نبودهاند و نخواهند بود ، شركت هم نداشتهاند و كارهاى انقلابى آنها دروغ بوده .
2 . ماهيت آزاديخواهانه
عده ديگر انحصارا جنبه آزاديخواهانه به آن مىدهند و همواره از آزادى سخن مىگويند . شايد راديو تلويزيون اين گونه است . راديو تلويزيون تمام تكيهاش روى آزادى است و شك ندارد كه عنصر آزادى و آزاديخواهى عنصر بسيار مؤثرى در اين نهضت بوده ، يعنى اين نهضت نهضت سياسى هم هست و خيلى هم جنبهء سياسى در آن قوى است .
3 . ماهيت اسلامى به معنى معنوى
عدهاى هم مىگويند اين نهضت نهضت اسلامى است . كسانى كه مىگويند نهضتِ اسلامى است بسا هست برداشتشان از اسلام فقط معنويتهاى اسلامى است يعنى