تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
بعضى مىگويند يعنى قشريات مذهب ، مناسك مذهب ، آداب مذاهب كه مردم به آن آداب اهميت زيادى مىدهند ، نه حتى روح معنويت مذهب . هر مذهبى از خودش يك سلسله آداب و مناسك دارد كه احترام روحانيون هر مذهب جزء آداب مذهب مىشود . مثلا اگر پيروان يك مذهب ببينند روحانيون آن مذهب آن احترام شايسته‌اى كه بايد داشته باشند ندارند و مورد اهانت قرار مىگيرند عواطف مذهبىشان جريحه‌دار مىشود .

شباهت انقلاب ايران با انقلاب صدر اسلام

ولى ما خودمان اين مطلب را مىدانيم كه اسلام يك معنويت محض آن گونه كه غربيها درباره مذهب تصور دارند نيست . لزومى ندارد ما درباره انقلاب امروز ايران بحث كنيم ، درباره خود انقلاب صدر اسلام چگونه بود ؟ انقلاب صدر اسلام كه يك انقلاب اسلامى و مذهبى بود در همان حال كه انقلاب معنوى بود انقلاب سياسى بود ، در همان حال كه انقلاب معنوى و سياسى بود انقلاب مادى و اقتصادى هم بود ؛ يعنى حريت ، آزادگى ، عدالت ، نبودن تبعيضهاى اجتماعى و شكافهاى طبقاتى در متن تعليمات اسلامى است ، يعنى آن دو بعد ديگر بيرون از اسلام نيست . راز موفقيت اين نهضت اين است كه آن دو بعد ديگر هم رنگ اسلامى به خود گرفت . در جامعه ما واقعا براى پركردن شكاف طبقاتى مبارزه مىشد ولى در اين حد مبارزه مىشد كه يك رنگ معنوى هم گرفته بود كه اسلام مىگويد نبايد شكاف طبقاتى [ در جامعه باشد ، ] اسلام مىگويد جامعه بايد جامعه توحيدى باشد ، اسلام طرفدار جامعه بىطبقه است . جنبه‌هاى آزاديخواهانه هم رنگ اسلامى به خود گرفته بود . در صدر اسلام هم همين طور بود . شما مىبينيد در صدر اسلام انسان به مظاهرى يعنى تعبيرات و جمله‌هايى در موضوع حريت و آزادى برخورد مىكند كه خيال مىكند در قرن هجدهم و انقلاب فرانسه يا در قرن بيستم بوده . مثل داستان معروف خليفه دوم كه جرج جرداق هم جمله او را با جمله اميرالمؤمنين مقايسه مىكند .