تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مستضعفين مىداند . مكتب مادى مىگويد نهضت فقط و فقط به دوش محرومان است عليه مرفه‌ها ؛ به دوش محرومان و به سود محرومان . اسلام نهضت پيغمبران را به سود محرومان مىداند نه اين كه منحصرا به دوش محرومان بداند . قرآن دلايل روشنى در اين مطلب دارد . اين تفاوت ميان جهت‌گيرى و خاستگاه را گاهى ملاحظه نكرده‌اند و نمىكنند . ريشه اساسى مطلب اين است : كسانى كه اين گونه مىگويند ، انقلابها را به اصطلاح خصلتهاى بالذات اجتماعى مىدانند يعنى مىگويند انسانى نيست و ريشه‌اى در ساختمان انسانها ندارد ، ريشه‌اى در تغييرات اجتماعى دارد ؛ در صورتى كه اسلام هميشه روى فطرت يعنى روى انسان تكيه مىكند ولو به عنوان يك فرد . به همين جهت است كه اسلام مخاطب خودش را منحصرا محرومان قرار نمىدهد ، مخاطب را همه مردم قرار مىدهد حتى خود آن مرفه و استضعافگر ، چون از نظر اسلام در درون هر استضعافگرى ، در درون هر فرعونى از فرعونها يك انسانِ در زنجير نهفته است ، يعنى در منطق اسلام فرعون فقط بنى اسرائيل را به زنجير نكشيده ، يك انسان را هم در درون خودش به زنجير كشيده ، انسانى كه داراى فطرت الهى است و ارزشهاى الهى سرش مىشود ولى در زندانِ اين فرعون بيرونى است . و لهذا پيغمبران ، اول مىروند سراغ آن انسانِ به زنجير كشيده شدهء در درون فرعونها بلكه آن انسان را عليه فرعون حاكم بر انگيزانند و بتوانند انقلاب را از درون ايجاد كنند . البته اينجا موفقيت به آن نسبت نيست كه كسى انسان درونىاش در زنجير نباشد . ممكن است ده درصد موفقيت باشد ممكن است پنج درصد يا يك درصد . وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ الِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ ايمانَهُ « 1 » . . . يعنى انسانى از همان ملأ فرعون ، از همان برخوردارها [ چنين گفت و عليه فرعون قيام كرد . همچنين زن فرعون ] « 2 » از نظر زندگى و رفاه و اين كه در طبقهء به اصطلاح استثمارگر و استضعافگر بود [ مانند فرعون بود ] ولى در منطق قرآن با دعوت موسى ، زن فرعون عليه فرعون قيام مىكند . اما اول در درون زن فرعون يك انسان واقعى نهفته بوده و به زنجير كشيده شده بوده ولى نه در حد انسانى كه در درون فرعون بود . او اول زنجير درونى خودش را پاره كرد و بعد عليه شوهرش كه فرعون و سمبل اين نظام بود قيام كرد . اما اين قيام
هامش
( 1 ) . غافر / 28 . ( 2 ) . [ چند ثانيه‌اى نوار افتادگى دارد . ]