خودش را گرامى نداشته با اين شغلى كه براى خودت انتخاب كردهاى ! او به اين قيافه و دبدبه و پس رو و پيش رو كه نگاه كرد فهميد اين آقا وزير است . گفت : « در عالم همت ، نان از شغل خسيس خوردن به كه بار منت رئيس بردن . » « 1 » اين شغل من از شغل تو كه وقتى مىروى پيش پادشاه تا حد ركوع بايد خم شوى خيلى شريفتر و بهتر است ، من اين را بر آن كار تو صد درجه ترجيح مىدهم . نوشتهاند بوعلى از خجالت عرق كرد و با شتاب رفت .
اين يك واقعيت است . اين حرف حرف يك انسان است ، يعنى اين فطرت يك انسان است كه جواب مىدهد ، مىگويد كنّاسى بر خم شدن در جلو يك پادشاه ، يك جبّار يا انسانى مثل خودت كه در مقابل او دست به سينه بايستى - ولو اين كه هر مقدار هم حقوق و امكانات داشته باشى - ترجيح دارد . حيوان اين حرفها سرش نمىشود ، حيوان مىخواهد شكمش سير باشد از هر راهى كه شد . ولى يك انسان آزادگى را بر هر چيز ديگرى ترجيح مىدهد .
بنابراين بسيار طبيعى است كه ملتى عامل اصلى حركتش عامل سياسى باشد نه عامل اقتصادى ، و حركتش آزاديخواهانه باشد . قطعا انقلاب فرانسه چنين ماهيتى داشته . بعد از آن كه فيلسوفانى امثال روسو آن همه از آزادى و آزاديخواهى و از حيثيت انسانى و شرافت انسانى و از حريت و ارزشهاى حريت تبليغ كردند ، اين حس را در مردم بيدار كردند به طورى كه مردم براى آزادى قيام كردند . ما اغلب ، اين مسائل را با هم مخلوط مىكنيم .
انقلابهاى ايدئولوژيك و به اصطلاح جنگ عقايد ( نه جنگ اقتصاد در مظهر عقايد ) نيز قدر مسلّم در جنگهاى مذهبى وجود داشته ، قرآن هم به اين نكته تكيه مىكند و نكته ظريفى در آيهاى در سوره آلعمران است كه جنگ مسلمانها با كفار قريش را به عنوان جنگ عقيده مىنامد ولى جنگ كفار را جنگ عقيده نمىنامد .
مىفرمايد : قَدْ كانَ لَكُمْ ايَةٌ فى فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ اخْرى كافِرَةٌ « 2 » . در برخوردى كه ميان دو گروه با يكديگر رخ داد ( مقصود جنگ بدر است ) آيه و نشانه و درس است ، گروهى كه در راه خدا و براى خدا يعنى براى ايمان و عقيدهشان
هامش
( 1 ) . نامه دانشوران ، ج 1 ، ص 113 ( چاپ دوم ) .
( 2 ) . آلعمران / 13 .