تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
مىجنگيدند ، و اما آن ديگرى را نمىگويد « براى ايمانشان » چون جنگ آن ديگرى واقعا ماهيت ايمانى نداشت يعنى اگر از بتها هم حمايت مىكرد ريشه‌اش چيز ديگرى بود ، لا اقل گردانندگان آن جنگ اين گونه بودند . ابوسفيان به بتها اعتقاد نداشت كه از اعتقاد خودش دفاع كند . ابوسفيان مىدانست كه اگر اين نظم جديد بيايد ديگر ابوسفيان ابوسفيان نيست ، او از منافع خودش دفاع مىكرد .

نظريات درباره ماهيت انقلاب ايران :

1 . ماهيت طبقاتى

اكنون اين مسئله در انقلاب ايران از هر سه بعد مطرح است . انقلاب ايران چيست ؟ آيا ماهيت طبقاتى دارد ؟ آيا ماهيت به اصطلاح ليبراليستى دارد ؟ آيا ماهيت ايدئولوژيك و اعتقادى و اسلامى دارد ؟ آنهايى كه تابع آن مكتبى هستند كه مىگويد تمام انقلابها ماهيت مادى و طبقاتى دارد گوششان به هيچ حرفى بدهكار نيست ، مىگويند محروم عليه مرفه قيام كرده ، يعنى دو طبقه در ايران در مقابل يكديگر ايستاده‌اند ، اين غنى و فقير است كه در برابر يكديگر ايستاده‌اند ، باقى نظريات همه حرف است ، و اين انقلاب اگر بخواهد راه خودش را طى كند همين راه را بايد طى كند تا به نتيجه نهايى برسد . و عده‌اى از افرادى كه اين جور فكر مىكنند رنگ اسلامى هم به قضيه مىدهند و به حكم آيهء « وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا فِى الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ . وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِى الْارْضِ وَ نُرِىَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنودَهُما مِنْهُمْ ما كانوا يَحْذَرونَ » « 1 » مىگويند اصلا فلسفه تاريخ اسلام هم همين است ، اسلام هم تاريخ را بر اساس دوقطبى شدن جامعه‌ها و جنگ استضعافگر و استضعاف شده و بعد پيروزى استضعاف شده بر استضعافگر تفسير مىكند ، انقلاب ايران هم يكى از همانهاست .

اشتباه ميان جهت‌گيرى و خاستگاه نهضتهاى الهى

نكته ظريف مطلب اين است : اسلام جهت‌گيرى نهضتهاى الهى را به سوى مستضعفين مىداند نه اين كه خاستگاه هر نهضت و انقلاب را هم منحصرا
هامش
( 1 ) . قصص / 5 و 6 .