هماهنگى ساير شئون دعاكننده
شرط ديگر اينكه ساير شئون زندگى انسان با دعا هماهنگى داشته باشد ، يعنى آنها با هدف تكوين و تشريع هماهنگى داشته باشند ؛ دل ، پاك و صاف باشد ؛ كسب و روزى ، حلال باشد ؛ مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حديث است از امام صادق عليه السلام : .
اذا ارادَ احَدُكُمْ انْ يُسْتَجابَ لَهُ فَلْيُطَيِّبْ كَسْبَهُ ، وَلْيَخْرُجْ مِنْ مَظالِمِ النّاسِ . وَ انَّ اللَّهَ لايُرْفَعُ الَيْهِ دُعاءُ عَبْدٍ وَ فى بَطْنِهِ حَرامٌ اوْ عِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ لِاحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ « 1 » .
هرگاه يكى از شما بخواهد دعايش مستجاب شود ، كار و كسب و راه درآمد و روزى خود را پاكيزه كند و خود را از زير بار مظلمههايى كه از مردم بر عهده دارد خلاص كند ، زيرا دعاى بندهاى كه در شكمش مال حرام باشد به سوى خدا بالا برده نمىشود .
مورد دعا نتيجهء گناه نباشد
شرط ديگر اينكه حالتى كه بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغيير و حالت بهترى پيدا كند ، نتيجهء كوتاهى و تقصير در وظايف نباشد و به عبارت ديگر حالتى كه دارد و دعا مىكند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتيجهء منطقى تقصيرات و گناهان او نباشد كه در اين صورت تا توبه نكند و علل و موجبات اين حالت را از بين نبرد آن حالت عوض نخواهد شد .
مثلًا امر به معروف و نهى از منكر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگى كامل دارد به اجرا و عدم اجراى اين اصل . نتيجهء منطقى ترك امر به معروف و نهى از منكر اين است كه ميدان براى اشرار باز مىشود و آنها بر مردم مسلط مىگردند .
اگر مردم در اين وظيفهء خود كوتاهى كنند و به عقوبت و نتيجهء منطقى اين كوتاهى مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهاى خود را با دعا رفع كنند ، ممكن نيست . راه منحصر اين است كه توبه كنند و دومرتبه در حدود امكانات خود امر به
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، ج 93 / ص 321 .