تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد * كه خدمتش چو نسيم سحر توانى كرد
گدايى در ميخانه طرفه اكسيرى است * گر اين عمل بكنى ، خاكْ زر توانى كرد
به عزم مرحلهء عشق پيش نه قدمى * كه سودها كنى ار اين سفر توانى كرد
تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون * كجا به كوى طريقت گذر توانى كرد
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى * غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد
بيا كه چارهء ذوق حضور و نظم امور * به فيض بخشى اهل نظر توانى كرد
ولى تو تا لب معشوق و جام مىخواهى * طمع مدار كه كار دگر توانى كرد
دلا ز نور هدايت‌گر آگهى يا بى * چو شمع خنده كنان ترك سر توانى كرد

مخالف نبودن با سنن تكوين و تشريع

شرط ديگر دعا اين است كه بر خلاف نظام تكوين يا نظام تشريع نباشد . دعا استمداد و استعانت است براى اينكه انسان به هدفهايى كه خلقت و آفرينش و تكوين براى او قرار داده و يا تشريع و قانون آسمانى الهى - كه بدرقهء تكوين است - معين كرده ، برسد . دعا اگر به اين صورت باشد شكل يك حاجت طبيعى به خود مىگيرد و دستگاه خلقت به حكم تعادل و توازنى كه دارد و هر جا احتياجى هست فيض و مدد مىرسد ، او را يارى و كمك مىكند . و اما خواستن و طلب چيزى كه بر خلاف هدف تكوين يا تشريع است ، مانند خواستن خلود در دنيا يعنى عمر جاويدان كه مرگ هرگز به سراغش نيايد يا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نيست ؛ يعنى اين گونه دعاها مصداق واقعى دعا نمىباشند .