تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
مىخواهد به صورت يك احتياج و استدعا و حاجت درآيد ، همان طورى كه اگر در يك نقطهء بدن يك احتياجى پيدا شود تمام اعضا و جوارح شروع مىكنند به فعاليت و حتى ممكن است عضوى به مقدار زيادى از كار خود بكاهد براى رفع احتياجى كه در فلان نقطهء بدن پيدا شده است . اگر مثلًا تشنگى بر انسان غلبه كند اثر تشنگى در وجناتش پيدا مىشود ، حلق و كبد و معده و لب و زبان و كام همه « آب » مىگويند . اگر هم در آن حال بخوابد آب را به خواب مىبيند ، چون واقعاً بدن محتاج به آب است . احتياج روحى و معنوى انسان - كه جزئى از عالم خلقت است - نسبت به كل جهان همين‌طور است . روح انسان جزئى است از عالم وجود ؛ اگر واقعاً خواهش و احتياجى در وجودش پيدا شود ، دستگاه عظيم خلقت آن را مهمل نمىگذارد . فرق است بين خواندن دعا و دعاى واقعى . تا دل انسان با زبان هماهنگى نداشته باشد دعاى واقعى نيست . بايد در دل انسان جداً و واقعاً خواست و طلب پيدا شود ، حقيقتاً در وجود انسان احتياج پديد آيد كه :
هرچه روييد از پى محتاج رُست * تا بيابد طالبى چيزى كه جُست
هر كه جويا شد بيابد عاقبت * مايه‌اش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردى دوا آنجا رود * هر كجا فقرى نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود * هر كجا پستى است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگىآور به دست * تا بجوشد آبت از بالا و پست
امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء
« 1 » . آيا كيست كه مضطر را هنگام نياز اجابت كند و بدى را از وى دور سازد ؟ ( او بهتر است يا اين بتهاى ناتوان ؟ )

ايمان و اعتماد به استجابت

شرط ديگر دعا ايمان و يقين است ؛ ايمان به رحمت بىمنتهاى ذات احديت ، ايمان به اينكه از ناحيهء او هيچ منعى از فيض نيست ؛ ايمان داشته باشد كه درِ رحمت الهى
هامش
( 1 ) نمل / 62 .