نشناخته و مادرِ نديده و نشناخته .
همچو ميل كودكان با مادران * سرّ ميل خود نداند در لبان
همچو ميل مفرط هر نو مريد * سوى آن پير جوانبخت مجيد
جزو عقل اين از آن عقل كل است * جنبش اين سايه زان شاخ گل است
سايهاش فانى شود آخر در او * پس بداند سرّ ميل و جستجو
انا لله و انا اليه راجعون
« 1 » .
الا الى الله تصير الامور
« 2 » .
البته اگر پستانى و شيرى كه مناسب با معدهء طفل است نبود ، غريزه هم او را به آن طرف هدايت نمىكرد . ارتباط و پيوستگى است بين اين ميل و آن غذاى موجود .
همچنين است ساير ميلهاى وجود انسان . هيچ ميلى به عبث در وجود انسان گذاشته نشده ، همهء ميلها روى احتياج و براى رفع احتياج گذاشته شده .
انقطاع اضطرارى ، انقطاع اختيارى
انسان در دو حال ممكن است خدا را بخواند : يكى در وقتى كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختى و اضطرار گردد ، و يكى در وقتى كه روحْ خودش اوج بگيرد و خودْ خويشتن را از اسباب و علل منقطع كند . در حال اضطرار و انقطاع اسباب ، انسان خود به خود به طرف خدا مىرود ، احتياج به دعوت ندارد و البته اين كمالى براى نفس انسان نيست ؛ كمال نفس در اين است كه خودش خود را منقطع سازد و اوج بگيرد .
شرايط دعا
دعا را شرايطى است . شرط اولش اين است كه واقعاً خواستن و طلب در وجود انسان پيدا شود و تمام ذرات وجود انسان مظهر خواستن گردد ، واقعاً آنچه
هامش
( 1 ) بقره / 156 .
( 2 ) شورى / 53 .