تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
موجود صددرصد بالقوّه به دنيا مىآيد ؛ يعنى اولى كه به دنيا مىآيد اصلًا معلوم نيست كه در آينده چه مىشود . ممكن است واقعيت او در آينده واقعيت يك گرگ باشد ، ممكن است واقعيت يك گوسفند باشد ، در صورتى كه شكل ، شكل انسان است . همچنين ممكن است واقعيتش واقعيت يك انسان باشد . صدرالمتألّهين ، فيلسوف بزرگ اسلامى و ايرانى ، اصرارى دارد روى اين مطلب كه اشتباه است كه مردم خيال مىكنند افراد انسان همه افراد يك نوعند . مىگويد : به عدد افراد انسان ، انواع انسانها وجود دارد چون انسان جنس است نه نوع . البته او يك فيلسوف است ، از نظر زيست شناسى نگاه نمىكند . از نظر يك زيست شناس كه فقط اندامها و جهازها را مىبيند ، همهء افراد انسان يك نوع هستند . ولى يك فيلسوف كه انسان را مطالعه مىكند و واقعيت انسان را وابسته مىداند به ملكاتش و آنچه كه انسانيت ناميده مىشود ، نمىتواند باور كند كه همهء افراد انسان ، افراد يك نوع هستند ، مىگويد : به عدد افراد انسان ، انواع مختلف وجود دارد . لذا مىگوييم ارزشهاى انسان ، ارزشهاى بالقوّه هستند . بعضى از افراد انسان به آن مقام انسان واقعى مىرسند و بسيارى از افراد انسان اساساً به مقام انسان واقعى نمىرسند . به تعبير اميرالمؤمنين : الصّورَةُ صورَةُ انْسانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوانٍ « 1 » يعنى شكل ، شكل انسان است اما باطنش باطن يك درنده است ؛ يك پلنگ است ، يك خوك است ، يك شير است ، يك گرگ است . و اما اينكه باطن متناسب با ظاهر باشد يعنى واقعاً انسان باشد ، در همهء افراد مردم نيست .

« دين انسانيت » اگوست كنت

گفتيم جهان دومرتبه تا حدود زيادى به سوى مكتب انسانيت بازگشته است ؛ يعنى فلسفه‌هايى به نام فلسفه‌هاى انسانيت در جهان پيدا شده است ، و شايد از همهء اينها عجيب‌تر دين انسانيتى است كه اگوست كنت در اواسط قرن نوزدهم تأسيس و اختراع و ابتكار كرد . اين مرد در يك بن بست عجيبى ميان عقل و فكرش از يك طرف ، و دل و وجدانش از طرف ديگر واقع شده بود . روى همين جهت چيزى را اختراع كرد به نام « دين انسانيت » و گفت : دين براى بشر ضرورت دارد و تمام
هامش
( 1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبه 86 .