تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
كه رسالتى به عهده دارد . و حتى بزرگترين تعبيرات كه ديگر شما تعبيرى از اين بالاتر نمىتوانيد پيدا كنيد ، تعبيرى است كه قرآن دربارهء انسان كرده ، مىفرمايد : « خَليفَةُ اللَّه » جانشين خدا . قطعاً هيچ كتابى مثل قرآن انسان را تمجيد و تقديس نكرده است ؛ مىگويد در آغاز خلقت انسان به فرشتگان اعلام كرديم :
انى جاعل فى الارض خليفة
« 1 » مىخواهم جانشين در زمين بيافرينم . فرشتگان به اعتراض و سؤال برخاستند . خدا به ايشان گفت : من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد . خداى روى زمين ( وقتى مىگوييم نيمه خدايى ، معنايش همين است ) . اين ، حكايت از چه مىكند ؟ از استعدادهاى فراوانى كه در وجود اين موجود هست .
و علم آدم الاسماء كلها
« 2 » . ببينيد اسلام - كه خود از جنبه‌هاى فلسفى يك مكتب انسانيت است - براى انسان چه مقامى قائل است ! به يك صورت رمزآميز مىگويد . تمام « اسم » ها را دانستن . ( اسم يك چيز يعنى كليد شناختن آن چيز . ) كليد شناختن همه چيز را ما به او تعليم كرديم . بعد فرشتگان عالم بالا را در ميدان مسابقهء اين انسان آورديم . انسان از فرشتگان برنده شد . بعد به ايشان گفتيم : فرشتگان ! نگفتم من چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد ؟ ! شما آن طرف سكه را خوانديد ، گفتيد : اين موجود چون داراى شهوت و غضب است ، خونريزى مىكند ، آدمكشى و خرابكارى مىكند . ولى اين طرف سكه را نخوانده بوديد . همه اعتراف كردند كه :
سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا
« 3 » خدايا اعتراف مىكنيم كه ما نمىدانيم ؛ ما فقط آنچه را كه تو به ما تعليم كنى مىدانيم . از جهالتمان بود كه آن سخن را گفتيم . آن وقت به فرشتگان گفتيم : در پيشگاه اين موجود خضوع و سجده كنيد « 4 »
( و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس )
« 5 » . به هرحال بزرگترين تعبير از نظر قائل بودن رسالت و آزادى و اختيار براى انسان همين است كه او را خليفه و جانشين حق مىداند ، مكمّل وجود و هستى
هامش
( 1 ) بقره / 30 . ( 2 ) بقره / 31 . ( 3 ) بقره / 32 . ( 4 ) يعنى چه كه شما بخواهيد فرشتگان را به قواى اين جهان تعبير كنيد ؟ ! به چيز ديگر تعبير نكنيد . مىگوييم فرشتگان موجوداتى هستند كه تمام قواى اين جهان مسخّر آنهاست . ( 5 ) بقره / 34 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 677 | مرتضى مطهرى