تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
نظر ما همه بايد يك جور باشند ، همه بايد به يك چشم به هم نگاه كنيم . مىگوييم : ارزشهاى انسانى چطور ؟ همهء انسانها كه از نظر واجدبودن ارزشهاى انسانى يك جور نيستند ؛ يك بشر با دانش است و يكى بىدانش ( حالا ممكن است بگوييد علت بىدانشى او اين بوده كه علم دراختيارش نبوده ) ، يك بشر پاك و پرهيزكار است و ديگرى ناپاك و آلوده ، يكى ستمگر است و ديگرى ستمكش ، يكى خيرخواه است و ديگرى بدخواه . آيا ما بايد به حكم فلسفهء بشردوستى بگوييم اينها همه بشرند و براى ما فرق نمىكنند ؟ ما براى بشر احترام قائل هستيم ؛ ديگر چكار داريم كه اين بشر بادانش است يا بىدانش ، باايمان است يا بىايمان ، باتقواست يا بىتقوا ، نيكخواه است يا بدخواه ، مصلح است يا بدكار و مضر و مفسد ! ما بايد بشردوست و صلح كل باشيم . ديگر در نظر ما وابستگى يك بشر به هر مسلك و مكتبى نبايد فرق كند ! اگر چنين بگوييم ، به بشريت خيانت كرده‌ايم . از دورها مثال مىزنم ، از يك قارهء ديگر و از زمان خودمان : لومومبا يك انسان بود ، موسى چومبه هم يك انسان بود . يعنى از نظر زيست شناسى ، هيچ تفاوتى ميان نژاد لومومبا و موسى چومبه نيست . فرضاً گروه خون موسى چومبه با گروه خون لومومبا تفاوت داشته باشد ، اگر شما به يكى از اينها علاقه منديد و از ديگرى تنفر داريد ، به موجب گروه خونشان نيست ، موجب ديگرى در كار است . ولى آيا شما كه مىخواهيد يك بشر انساندوست باشيد ، مىتوانيد نسبت به اين دو نفر بىتفاوت باشيد و بگوييد هردوشان انسانند ؛ حالا كه انسانند چه فرق مىكند ، من بايد چومبه را همان قدر دوست داشته باشم كه لومومبا را و لومومبا را همان قدر دوست داشته باشم كه چومبه را ؛ و اگر بناست تنفر داشته باشيم ، بايد از هر دو به يك مقدار تنفر داشته باشيم ؟ اين‌طور نيست .

تفاوت اساسى انسان با حيوان

انسان يك تفاوت اساسى با حيوان دارد و آن اين است كه انسان از هر حيوانى بيشتر بالقوّه است و كمتر بالفعل . يعنى چه ؟ يعنى مثلًا يك اسب اسب است و بالفعل ، يعنى هرچه از اسب بودن بايد داشته باشد ، دارد . مقدار كمى از اسب بودن هست كه مثلًا بايد با تمرين به دست آورد . اسب ، يك اسب بالفعل به دنيا مىآيد . يك گربه بالفعل به دنيا مىآيد و همين‌طور ساير حيوانات . ولى انسان است كه به صورت يك