تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
را تميز مىكند . اگر به او بگويى چرا اين كار را مىكنى ، مىگويد حيفِ چنين تابلوى نقاشى نيست كه چنين لكهء سياهى در آن باشد ؟ ! حس مىكند كه اين تابلوى نقاشى آنقدر زيبا و عالى است كه حيف است يك لكهء سياه در آن باشد . على عليه السلام مىگويد در روح خودت اين گونه احساس زيبايى كن ، احساس عظمت كن ، احساس شخصيت كن كه قطع نظر از هر مطمعى ، قطع نظر از هر خيالى ، قطع نظر از هر حاجت مادى ، اصلًا خودت را بزرگتر از اين بدانى كه تن به پستى بدهى . دروغ پيش مىآيد ؟ دروغ پستى است ، دئانت است . تو كريمى ، تو بزرگوارى ، تو عالى هستى ، تو زيبا هستى . خودت را برتر از اين بدان كه با دروغ خود را پست و كوچك كنى . از مردم چيزى مخواه . خواستن از مردم دنائت است ؛ تو بزرگى ، بزرگوارى ، زيبايى . تو انسانى ؛ مقام انسانيت بالاتر از اين است كه انسان حاجت خودش را از ديگرى به صورت التماس بخواهد . فرمود : التَّقَلُّلُ وَ لَاالتَّوَسُّلُ « 1 » به كم بساز و دست پيش ديگرى دراز مكن . مخصوصاً در كلمات على عليه السلام در اين زمينه زياد است . على عليه السلام جملهء عجيبى دارد ، مىگويد : ما زَنى غَيورٌ قَطُّ « 2 » يعنى هرگز يك آدم با شرف و غيرتمند زنا نمىكند ؛ اين امر قطع نظر از اين است كه زنا شرعاً حرام است يا حرام نيست ، قطع نظر از اين است كه آيا خدا در قيامت يك آدم زناكار را معاقب مىكند يا نمىكند . مىفرمايد يك آدم شريف ، يك آدم غيور ، آدمى كه احساس عظمت مىكند ، احساس شرافت در روح خودش مىكند ، هرگز زنا نمىكند . جمله‌اى در نهج البلاغه است كه حماسه است و يك مسلمان با شنيدن آن بايد در روح خودش احساس حماسه كند . جريان معروف است و لابد شنيده‌ايد . در اولين رويارويى على عليه السلام در صفّين با لشكر معاويه ، اميرالمؤمنين در نظرش اين بود كه ابتدا جنگ نكند ، نامه‌ها مبادله بشود ، سفيرها مبادله بشوند بلكه اين اختلاف حل بشود و مسلمين به روى يكديگر شمشير نكشند . معاويه و اصحابش وقتى كه آمدند ، به خيال خودشان پيشدستى كردند ، محل برداشتن آب از كنار فرات را اشغال نمودند تا لشكر اميرالمؤمنين كه مىرسد دسترسى به آب نداشته باشد و در
هامش
( 1 ) همان ، حكمت 390 . ( 2 ) همان ، حكمت 297 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 629 | مرتضى مطهرى