پستى نفس مىگذارد ، يعنى ريشهء همهء اخلاق رذيله را دنائت مىداند . مثلًا در باب غيبت مىگويد : الْغيبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ « 1 » بيچارهها ، ناتوانها ، ضعيف همتها ، پستها غيبت مىكنند . يك مرد ، يك شجاع ، يك آدمى كه احساس كرامت و شرافت در روح خودش مىكند ، اگر از كسى انتقادى دارد جلوى رويش مىگويد يا حداقل جلوى رويش سكوت مىكند . حالا اينكه بعضى مداحى و تملّق مىكنند مطلب ديگرى است . پشت سر كه مىشود ، شروع مىكنند به بدگويى و غيبت كردن .
مىگويد اين منتهاى همت عاجزان و ارادهء ناتوانان است ، از پستى و دنائت است .
آدمى كه احساس شرافت مىكند ، غيبت نمىكند .
همچنين مىفرمايد : ازْرى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِىَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ ضُرَّهُ وَ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ امَّرَ عَلَيْها لِسانَهُ « 2 » آن كسى كه طمع به ديگران را شعار خود قرار داده ، خودش را كوچك و حقير كرده است ، خودش را پستتر كرده است ؛ يعنى آدمى كه احساس عظمت مىكند ، محال است كه به ديگران طمع ببندد . آن كسى كه رنج و ناراحتى خود را براى ديگران بازگو مىكند ، بايد بداند كه تن به خوارى داده است . يك آدم شريف ، آدمى كه احساس انسانيت و عزّت مىكند حتى حاضر نيست رنج خود را به ديگران بگويد . رنجش را تحمل مىكند و براى ديگران بيان نمىكند .
شخصى آمد خدمت امام صادق عليه السلام و شروع كرد از تنگدستى خودش گفتن كه خيلى فقير شدهام ، خيلى ناچارم و درآمدم كفاف خرجم را نمىدهد ، چنين مىكنم و چنان . حضرت به يكى از كسانشان فرمود : برو فلان مقدار دينار تهيه كن و به او بده .
تا رفت بياورد ، آن شخص گفت : آقا ! من واللَّه مقصودم اين نبود كه از شما چيزى بخواهم . فرمود : من هم نگفتم كه مقصود تو از اين حرفها اين بود كه از من چيزى مىخواهى ولى من يك نصيحت به تو مىكنم ؛ اين نصيحت از من به تو باشد كه هر بيچارگى و سختى و گرفتارى كه دارى براى مردم نقل نكن زيرا كوچك مىشوى .
اسلام دوست ندارد مؤمن در نظر ديگران كوچك باشد ؛ يعنى صورت خودت را با سيلى هم كه شده سرخ نگهدار ، عزّت خودت را حفظ كن . على هم
هامش
( 1 ) همان ، حكمت 453 .
( 2 ) همان ، حكمت 2 .