تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
باشد ، من امر كنم و او اطاعت كند ، من بايد آمر باشم و او مطيع . در مقابل پليديها ، براى نفس و روح خودش احساس بزرگى مىكند . مثلًا انسانى اساساً روحش به او اجازه نمىدهد كه دروغ بگويد ، اصلًا دروغ را پستى مىداند ، در روح خودش احساس علوّ مىكند . آن بزرگى در مقابل كوچكى و كمى است . اين بزرگى كه به آن « بزرگوارى » مىگوييم در مقابل دنائت و پستى است . انسان در روح خود احساس بزرگوارى مىكند ، يعنى يك شرافتى را در خودش درك مىكند كه به موجب آن از دنائتها احتراز دارد . آن آدم جاه پرست براى جاه پرستى آنقدر اهميت قائل است كه مىگويد زندگى اگر هست اين است كه آدم مثل شير زندگى كند نه مثل گوسفند ، يعنى به درد نه اينكه ديگرى او را به درد . موسولينى ، ديكتاتور معروف ايتاليا ، به يكى از دوستانش گفته بود من ترجيح مىدهم كه يك سال شير زندگى كنم تا اينكه صد سال گوسفند زندگى كنم ؛ اينكه يك سال شير باشم ، ديگران را بخورم و طعمهء خودم كنم بهتر از اين است كه صد سال گوسفند باشم و آمادهء خورده شدن در كام يك شير باشم . اين را گفت و مرتب به دوستش يك پولى مىداد و مىگفت خواهش مىكنم كه اين جمله را تا من زنده هستم در جايى نقل نكن ، چرا ؟ چون من با اين شرط مىتوانم شير باشم كه مردم گوسفند باشند اما اگر مردم اين جمله را بفهمند آنها هم مىخواهند مثل موسولينى شير باشند . اگر آنها هم بخواهند مثل من شير باشند ، ديگر من نمىتوانم شير باشم . آنها بايد گوسفند باشند كه من شير باشم . در اين شخص ، بزرگى هست اما بزرگوارى نيست . اما بزرگوار چگونه است ؟ بزرگوار مىخواهد همهء مردم شير باشند ، يعنى گوسفندى نباشد كه ديگرى طعمه‌اش كند . اصلًا مىخواهد درندگى در دنيا وجود نداشته باشد . اين معنايش احساس بزرگوارى است ، احساس انسانيت است ، به تعبير قرآن احساس عزّت است ، احساس كرامت نفس است . كلمهء « كرامت » در آثار اسلامى زياد آمده و همان مفهوم بزرگوارى را دارد .