قاعِدونَ « 1 » ما اينجا نشستهايم ، تو و خدا برويد بجنگيد ، آنجا را تصفيه و از دشمن خالى كنيد ، خانه را آب و جارو بزنيد ؛ وقتى براى ما خبر آورديد كه هيچ خطرى نيست ، فقط بايد برويم راحت بنشينيم و از نعمتها استفاده كنيم ، ما به آنجا مىآييم ! موسى گفت : پس شما چه ؟ شما هم وظيفه داريد كه دشمن را كه خانهء شما را اشغال كرده است ، از خانهتان بيرون كنيد . ) اصحاب پيغمبر ( مانند مقداد ) گفتند : يا رسولَ اللَّه ! ما آن حرف را نمىزنيم كه بنى اسرائيل گفتند ، ما مىگوييم : اگر شما فرمان بدهيد كه خودتان را به دريا بريزيد به دريا مىريزيم ، به آتش بزنيد به آتش مىزنيم .
انتظار فرج داشتن يعنى واقعاً در نيت ما اين باشد كه در ركاب امام زمان و در خدمت ايشان دنيا را اصلاح كنيم . در زيارت اباعبداللَّه عليه السلام مىگوييم : « يا لَيْتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوْزاً عَظيماً » ( كه براى ما يك ورد شده و به معناى آن هم توجه نمىكنيم ) يا اباعبداللَّه ! اى كاش ما با تو بوديم و رستگارى عظيم پيدا مىكرديم .
معنايش اين است كهاى كاش ما در خدمت تو بوديم و شهيد مىشديم و از راه شهادت ، رستگارى عظيم پيدا مىكرديم . آيا اين ادعاى ما از روى حقيقت است ؟
افرادى هستند كه از روى حقيقت ادعا مىكنند ولى اكثر ما كه در زيارتنامهها مىخوانيم ، لقلقهء زبان است .
رؤياى يكى از علماى بزرگ
اباعبداللَّه عليه السلام در شب عاشورا فرمود : من اصحابى بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم . يكى از علماى بزرگ شيعه گفته بود : من باور نداشتم كه اين جمله را اباعبداللَّه فرموده باشد به اين دليل كه با خودم فكر مىكردم اصحاب امام حسين خيلى هنر نكردند ، دشمن خيلى شقاوت به خرج داد . امام حسين است ، ريحانهء پيغمبر است ، امام زمان است ، فرزند على است ، فرزند زهراست ؛ هر مسلمان عادى هم اگر امام حسين عليه السلام را در آن وضع مىديد ، او را يارى مىكرد . آنها كه يارى كردند خيلى قهرمانى به خرج ندادند ، آنها كه يارى نكردند خيلى مردم بدى بودند .
اين عالم مىگويد : مثل اينكه خداى متعال مىخواست مرا از اين غفلت و جهالت و
هامش
( 1 ) مائده / 24 .