تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
مرتب . جناب زهيربن القين را در ميمنهء اصحابش قرار مىدهد و جناب حبيب را در ميسره . پرچم را هم به برادر رشيدش ابوالفضل العبّاس مىدهد كه از آن روز به نام پرچمدار و علمدار حسين و صاحب رايت حسين بن على معروف شد . اصحاب اجازه مىخواهند جنگ را شروع كنند . مىفرمايد : نه ، تا دشمن شروع نكرده ما شروع نمىكنيم . عمر سعد در ابتدا تعللهايى كرده بود . او دلش مىخواست دين و دنيا را ، خدا و خرما را با هم داشته باشد ؛ هم حكومت رى را از ابن زياد بگيرد و هم دست خود را به خون امام حسين آلوده نكرده باشد . مرتب نامه‌هاى مصلحتى مىنوشت تا بلكه جنگ نشود . ابن زياد جريان را فهميد . نامهء شديدى به او نوشت كه كار بايد يكسره شود ؛ اگر نمىخواهى انجام دهى ، به كس ديگرى كه مأموريت را به او داده‌ايم واگذار كن . نمىتوانست از دنيا بگذرد . در امرى كه داير بين دين و دنيا بود ، از دينش گذشت ! گفت : مىجنگم و امر امير را اطاعت مىكنم . در روز عاشورا مقدارى از رذالتهاى عمر سعد معلول اين بود كه فكر مىكرد ممكن است گزارشهاى گذشته به ابن زياد رسيده باشد كه عمر سعد تعلّل مىورزد و يك مقدار هواخواه حسين بوده است . لذا براى اينكه خودش را از روسياهى نزد ابن زياد بيرون بياورد ، يك سلسله رذالتها كرد براى اينكه آنها را براى ابن زياد نقل كنند . وقتى كه دو طرف مقابل يكديگر ايستادند ، به تيراندازهاى خود گفت : آماده باشيد . همه آماده شدند . اولين كسى كه تير را به كمان كرد و به طرف خيام حسينى انداخت ، خود او بود « 1 » بعد فرياد زد : ايّهاالناس ! همه نزد عبيداللَّه زياد شهادت بدهيد كه اول كسى كه به طرف حسين تير انداخت ، من بودم . من هر وقت به اينجا مىرسم روضه‌اى كه از مرحوم عالم بزرگوار ، دوست بسيار بسيار عزيز و گرانبهاى ما و شما نارمكيها « 2 » كه حدود ده سال پيش از دست ما رفت ، مرحوم آيتى ( رضوان اللَّه عليه ) شنيدم يا در كتابش خواندم ، به يادم مىآيد . اين مرد مىگفت : جنگ كربلا با يك تير شروع شد و با يك تير خاتمه يافت . با تيرى كه عمر سعد انداخت ، شروع شد . آيا مىدانيد با چه تيرى خاتمه پيدا كرد ، يعنى از جنبهء دوطرفى خارج شد و بعد از آن يكطرفه شد ؟ اباعبداللَّه در وسط صحنه
هامش
( 1 ) اتفاقاً پدرش سعد وقاص كه از اصحاب پيغمبر بود ، تيرانداز خيلى ماهرى بود و مهارت او در تيراندازى بين عرب معروف بود و در جنگهاى اسلامى هم از اين نظر خيلى خدمت كرده بود . ( 2 ) محل ايراد سخنرانى ، مسجد جامع نارمك ( تهران ) بوده است .