كردن ، متعهد شدن در مقابل يك همسر و بعد متعهد بودن در مقابل فرزندان است كه روح انسان را پخته و كامل مىكند . چيز ديگر جانشينش نمىشود . عواملى كه در تربيت انسان مؤثر است ، هر كدام به جاى خود مؤثر است ؛ هيچ كدام جاى ديگرى را نمىگيرد . هجرت و جهاد هم عواملى هستند كه چيز ديگرى جاى آنها را نمىگيرد .
جهاد با نفس در جاى خود محفوظ است ، هجرت از سيئات همچنين . اما هجرت عملى چيزى است كه هجرت از سيئات جاى آن را پر نمىكند . جهاد با دشمن هم چيزى است كه جهاد با نفس جاى آن را پر نمىكند و جهاد با دشمن هم جاى جهاد با نفس را پر نمىكند . اين است كه اسلام هر دو را در كنار يكديگر قرار مىدهد .
نيت جدى بر هجرت و جهاد
اما تكليف افراد در شرايط مختلف چيست ، چون همهء شرايط ، شرايط جهاد نيست و همهء شرايط ، شرايط هجرت نيست . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تكليف اشخاص را معين كرده است ، فرموده است تكليف يك نفر مسلمان اين است كه در نيت جدى و قصد واقعى او هميشه چنين چيزى باشد كه اگر وظيفهاى ايجاب كرد هجرت كند ، اگر وظيفهاى ايجاب كرد جهاد كند : مَنْ لَمْ يَغْزُ وَ لَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ بِغَزْوٍ ماتَ عَلى شُعْبَةٍ مِنَ النِّفاقِ آن كس كه جنگ نكرده يا فكر جنگ را در مغز خود نپرورانده است ، وقتى بميرد در شعبهاى از نفاق مرده است . افرادى كه نيتشان چنين نيتى است كه اگر وظيفه ايجاب كرد هجرت و جهاد كنند ، ممكن است به پايهء مهاجرين و مجاهدين واقعى برسند . قرآن مىفرمايد :
لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل الله باموالهم و انفسهم فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة و كلا وعد الله الحسنى و فضل الله المجاهدين على القاعدين اجرا عظيما
« 1 » مسلمانان ، آنها كه در راه خدا مجاهدند به مال و جانشان ، و خانه نشينانى « 2 » كه فقط به دليل اينكه مَن به الكفاية وجود دارد در خانه نشستهاند ، هرگز با يكديگر برابر نيستند . قرآن ، خانه نشينانى را كه معذورند ( كورند ، شلند ، بيمارند ) ولى در نيتشان هست كه اگر اين نقص در آنها نمىبود و اين عذر را نمىداشتند ، از ديگران در اين
هامش
( 1 ) نساء / 95 .
( 2 ) خانه نشينان متخلّف را نمىگويد . آنها اصلًا به حساب نمىآيند .