[ آن عبادت ] عبادت نيست به نصّ قرآن كه
ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر
« 1 » .
از اينكه العبودية جوهرة كنهها الربوبية [ دريافتيم كه ] اولين مرحلهء خداوندگارى و قدرت و تسلط و اولين نشانهء نزديك شدن به كانون قدرت لايتناهى ، تسلط بر قوا ، غرائز و شهوات و تمايلات نفسانى خود ما و تسلط بر اعضاى خود ماست ؛ خودمان بر خودمان مسلط بشويم .
اين مرحله ، مرحلهء عامه است كه عامهء مردم هم اگر عبادت كنند ، لازم نيست خيلى تمرين كرده باشند ، به آن مىرسند . اينكه عرض مىكنم « عامه » نه اينكه خيال كنيد پس ما و شما تكليف نداريم ؛ نه ، تكليف بسيار مهمى است .
تسلط بر قوهء خيال
از اين مرحله كه ما بگذريم ، يك مرحلهء بالاتر و عاليترى است و آن تسلط بر انديشه و قوهء خيال است ؛ يعنى الآن ما و شما كه اينجا نشستهايم ، روزها حركت مىكنيم دنبال كار و كسب خودمان مىرويم ، اينجور خيال مىكنيم كه انديشهء ما دراختيار ماست و اين ما خودمان هستيم كه حاكم هستيم و نمىدانيم آن كه بر ما فرمان مىراند انديشه است ( اينجا مقصودم از انديشه قوهء خيال است ) يعنى يك انديشههاى پراكندهاى بر ما حاكم است . شما در يك جلسه بنشينيد ، اگر توانستيد ذهن خودتان را يك ساعت روى يك موضوع بالخصوص متمركز كنيد به طورى كه قوهء خيال از چنگال شما فرار نكند ، آن وقت معلوم مىشود كه شما بر انديشهء خودتان مسلط هستيد .
نماز براى حضور قلب است . اصلًا حضور قلب يعنى چه ؟ اين مسئلهء حضور قلب خيلى تعبير عجيبى است . حضور قلب يعنى دل حاضر باشد و غايب نباشد ؛ يعنى تو وقتى نماز مىخوانى و رويت به طرف قبله است ، حاضر غايب كن ، ببين دلت در نماز حاضر است يا غايب ؟ شما در اول نماز دلتان را حاضر غايب مىكنيد و او حاضر مىشود . دلتان هم مىخواهد حاضر باشد . تا مىگوييد اللَّه اكبر ،
بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمد لله رب العالمين
، يك وقت مىبينيد اين شاگرد كلاس فرار كرده ؛ شما درس را از اول تا آخر دادهايد ولى خود شاگرد در كلاس نبوده است .
هامش
( 1 ) عنكبوت / 45 .