به سوى خدا [ حركت مىكنيم . ] باز « قدم » هم كه من مىگويم تعبير است ، ديگر اين كلمات اينجا درست نيست . « سير » بگوييم ؛ چون اشخاصى نظير على بن الحسين عليه السلام در اينجا تعبير كردهاند ما هم تعبير مىكنيم . امام على بن الحسين مىگويد : اللَّهُمَّ انّى اجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ الَيْكَ مُشْرَعَةً وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ لَدَيْكَ مُتْرَعَةً وَ اعْلَمُ انَّكَ لِلرّاجين بِمَوْضِعِ اجابَةٍ وَ لِلْمَلْهوفينَ بِمَرْصَدِ اغاثَةٍ تا آنجا كه مىگويد : وَ انَّ الرّاحِلَ الَيْكَ قَريبُ الْمَسافَة خدايا آن مسافرى كه به سوى تو حركت و كوچ مىكند راهش نزديك است ، راههاى خيلى دورى نبايد طى كند ، مسافتش نزديك است .
يكى از آن گنجينههاى بزرگى كه در دنياى شيعه وجود دارد اين دعاهاست . به خدا قسم گنجينهاى است از معرفت . اگر ما هيچ دليل ديگرى نداشتيم غير از دعاهايى كه داريم ، از على بن ابى طالب عليه السلام صحيفهء علويه ، از زين العابدين عليه السلام صحيفهء سجاديه يا دعاهاى غير صحيفهء سجاديه ، اگر ما جز دعاى كميل از على و جز دعاى ابوحمزه از على بن الحسين نداشتيم و اسلام در چهارده قرن چيز ديگرى نداشت ، همين كه توسط دو تن از شاگردهاى اسلام از آن دنياى بدويّت و جهالت چنين دو اثرى ظاهر شده كافى است . آنقدر اينها اوج و رفعت دارد كه اصلًا اعجاز جز اين چيزى نيست .
به هر حال ، مىگويند تقرب ، تقرب واقعى است و حقيقت است و انسان به راستى به خدا نزديك مىشود . اين نزديك شدن به خدا يعنى چه ؟ يعنى خدا كه كمال مطلق است ، ما مرتب كمالات بيشترى پيدا مىكنيم . خدا علم على الاطلاق است ؛ بر علم و ايمان و بصيرت ما افزوده مىشود . خدا قدرت على الاطلاق است ؛ بر قدرت ما افزوده مىشود . خدا حيات على الاطلاق و ارادهء على الاطلاق است ؛ بر حيات و ارادهء ما افزوده مىشود . پس در مسئلهء عبوديت [ و اينكه ] بندگى كن ( به قول آن شاعر « بندگى كن تا كه سلطانت كنند » يا به تعبير امام جعفر صادقالْعُبودِيَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبِيَّة ) هرچه كه در راه عبوديت جلو به روى ، بر ربوبيت و خداوندگارى تو ( نه خدايى العياذ باللَّه ) ، بر صاحب بودن و تسلط و قدرت تو افزوده مىشود . عبادت راه كسب قدرت و تسلط است . حال چگونه تسلطى ؟ .
اين تسلط را من در پنج مرحله - و يا به يك اعتبار در شش مرحله - براى شما توضيح مىدهم اگرچه آن مراحلِ آخرش از حدود اين گونه جلسات زيادتر است ، اما چون مراحل اول را بايد عرض كنم ناچارم به مرحلهء آخر هم اشاره كنم . جلسهء
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 485
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٨٥