تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
گذشته هم قسمتى را عرض كردم .

اولين اثر عبادت ، تسلط بر خود

اولين اثر عبادت كه انسان را به خدا نزديك مىكند [ تسلط بر خود است . ] از اينجا شما بفهميد كدام عبادت قبول است و كدام قبول نيست . عبادت بدون اينكه انسان را به خدا نزديك كند عبادت نيست ، يعنى باور نكنيد كه انسان عبادت كند ولى به خدا نزديك نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد ؛ چنين چيزى محال است . عبادت ، مركب تقرب و نزديك شدن به خداوند است . آن وقت عبادت بنده و جنابعالى مقبول است كه ما را به خدا نزديك كند . و باور نكنيد كه انسان به خدا ، اين كانون لايتناهاى هستى نزديك بشود ولى بر بصيرت و ايمان و روشنايىاش افزوده نشود ، بر قدرت و حيات و اراده و تسلطش افزوده نشود . اولين مرحله كه اولين نشانه است براى اينكه ما بفهميم آيا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست يا نيست ، ارزش اجتماعى عمل ماست . يعنى چه ؟ يعنى اگر ما عبادت كنيم ، اين عبادت - كه مكرر هم هست و مخصوصاً دربارهء نماز بيشتر صدق مىكند - براى چيست ؟ براى اينكه ما هميشه يادمان باشد كه بنده هستيم و خدايى داريم . گاهى افرادى سؤال مىكنند فايدهء نماز خواندن ما براى خدا چيست ؟ براى خدا چه فايده‌اى دارد كه من نماز بخوانم ؟ ديگرى مىگويد : شما مىگوييد من نماز بخوانم ، نزد خدا اعلام بندگى كنم ؛ مگر خدا نمىداند كه من بنده‌اش هستم كه مرتب بروم آنجا بايستم اعلام بندگى كنم ، تعظيم كنم ، چاپلوسى كنم تا خدا يادش نرود كه چنين بنده‌اى دارد . اگر خدا يادش برود ، چنين خدايى كه خدا نيست . شما كه مىگوييد خدا هرگز يادش نمىرود . پس عبادت كردن براى چيست ؟ خير ، نماز براى اين نيست كه خدا يادش نرود چنين بنده‌اى دارد ؛ نماز براى اين است كه بنده يادش نرود خدايى دارد ؛ نماز براى اين است كه ما هميشه يادمان باشد كه بنده هستيم ، يعنى چشم بينايى در بالاى سر ما وجود دارد ، در قلب ما وجود دارد ، در تمام جهان وجود دارد ؛ يادمان نرود به موجب اينكه بنده هستيم خلقت ما عبث نيست ؛ بنده هستيم پس تكليف و وظيفه داريم . پس اينكه من نماز مىخوانم ، مرتب مىگويم : اللَّه اكبر ، لاحول ولا قوة الا باللَّه ، سبحان اللَّه ، و اعلام عبوديت مىكنم كه من بنده هستم ، براى اين است كه هميشه ياد خدا در دل من باشد . فايدهء آن چيست ؟ در اين مرحله فايده‌اش اين است : يادمان