تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
وقتى كه ما نماز مىخوانيم و مىگوييم
الحمد لله رب العالمين
، داريم به دل خودمان تفهيم مىكنيم ، به روح خودمان تلقين مىكنيم . اما وقتىالسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته گفتيم مىبينيم اين جسم ما ، يعنى زبان ما ، اعضا و جوارح ما ، مشغول درس دادن به دل ما بوده است و شاگرد كلاس ، اين دل بوده است اما متأسفانه در اينجا وضع به گونه‌اى بوده كه ما درس را داده‌ايم ، شاگرد ، اول كلاس گفته حاضر و فرار كرده است و ما درس را داده‌ايم و هدر درس داده‌ايم . به ما گفته‌اند حضور قلب ، دل تو در نماز حاضر باشد و غايب نباشد . در اين زمينه هم باز مطالب زيادى است ؛ روايتى هست از على بن موسى الرضا عليه السلام ، حديثى هست از رسول اكرم صلى الله عليه و آله ، و از علما كسى كه بهتر از همه اين مطلب را بيان كرده شيخ الرئيس بوعلى سيناست . در باب عبادت عارف مىگويد : « و العبادة عند العارف رياضةٌ ما لهممه و قواه المتخيلة و المتوهمة ليجرّها بالتعويد عن جناب الغرور الى جناب القدس » « 1 » ( اين مضمون عين مضمون حديث است ، درسى است كه بوعلى از پيغمبر و ائمه گرفته است ) مىگويد آدم عارف كه عبادت مىكند ، يك آدم دانا و شناسا وقتى كه عبادت مىكند ، در عبادت بيش از هر چيزى به تمركز قوهء خيال خودش اهميت مىدهد كه ذهن متوجه خدا بشود و قوهء خيال هميشه حاضر باشد و از سر اين كلاس فرار نكند .

تعبير پيغمبر اكرم از « دل »

تعبيرى دارد پيغمبر اكرم راجع به دل ، اين‌جور دلهايى كه ما داريم ، اين دلهايى كه از اختيار ما بيرون است . بسيار تعبير عجيبى است ! پيغمبر اكرم مثلى ذكر مىكند ، مىفرمايد : انَّما مَثَلُ هذَا الْقَلْبِ كَمَثَلِ ريشَةٍ فى فَلاةٍ مُعَلَّقَةٍ عَلى شَجَرَةٍ تُقَلِّبُهَا الرِّيحُ ظَهْراً لِبَطْن مثَل دل انسانها ، انسانهايى كه دلشان تربيت نشده است و هنوز با عبادت تمرين پيدا نكرده‌اند ، مثَل يك پر - مثلًا پر مرغ - است . شما اگر يك پر را در صحرا و بيابان به يك شاخهء درخت آويزان كنيد ، بعد نگاه كنيد ببينيد اين پر كى به يك حالت مىايستد ، مىبينيد دائماً از اين رو به آن رو مىشود . يك نسيم بسيار كوچك هم بوزد كه شما احساس نسيم هم نمىكنيد ، مىبينيد اين پر روى اين شاخه دارد
هامش
( 1 ) الاشارات والتنبيهات ، جلد سوم ، نمط نهم ( مقامات العارفين ) .