هست كه بنده هستيم ، يادمان هست كه وظيفه داريم ، يادمان هست كه قانون خدايى عادلانهاى در دنيا وجود دارد ؛ به اين قانون بايد عمل بشود .
سخن ابن سينا
بوعلى سينا ، اين فيلسوف بزرگ اسلامى ، در پرتو اسلام يك سلسله مسائلى را طرح كرده است كه قبل از او هيچ فيلسوفى ، يونانى و غيريونانى ، طرح نكرده است .
از جمله وارد اين مسئله مىشود كه انسان مدنىّ بالطبع است ، بعد وارد مسئلهء عبادت مىشود ، مىگويد از نظر اجتماعى ( هم از نظر اجتماعى بحث مىكند و هم از نظر غيراجتماعى ) و براى زندگى اجتماعى بشر ضرورت دارد كه خداى خودش را بشناسد و پس از شناسايى متوجه بشود كه از جانب آن خدا قانون عادلانهاى براى زندگى بشر وجود دارد و باز واجب و لازم است عبادت وجود داشته باشد ، عبادت هم تكرار بشود تا هميشه انسان يادش باشد كه بنده است و خدايى دارد . وقتى كه اين تذكر و تلقين در روحش وجود داشت جلو معصيت و گناه او را مىگيرد .
مىخواهد ظلم كند ، نماز مىآيد جلو چشمش مجسم مىشود ، مىگويد تو كه اعلام عبوديت كردى ، تو كه گفتى من رها نيستم ، [ پس چرا مىخواهى ظلم كنى ؟ ! ] « 1 » در اينجا چه قانونى دارد ؟ مىگويد : « و فُرضت عليهم العبادة المفروضة بالتكرير » به اين جهت عبادت واجب شده است تا در روح انسان چنين نيرويى پيدا بشود و در اثر اين نيرو كه تجديد عهد با ايمان است دائماً ايمانش تجديد گردد و اين ايمان مانع گناه كردن بشود .
اين اولين درجهء تسلطى است كه انسان از ناحيه عبادت پيدا مىكند و آن تسلط بر خود است . اين مرحله را من در جلسهء گذشته تا اندازهاى برايتان عرض كردم كه يكى از خاصيتهاى قطعى عبادت تسلط انسان است بر خودش ، به معنى تسلط انسان بر شهوات خودش : تسلط انسان بر جاه طلبى خودش ، تسلط انسان بر غرايز خودش ، تسلط انسان بر اعضا و جوارح خودش : تسلط انسان بر چشم و زبان و گوش و دست و پاى خودش و بر سراسر وجود خودش . اگر [ اين خاصيت ] نباشد
هامش
( 1 ) [ چند ثانيهاى از سخنرانى روى نوار ضبط نشده است . ]