فرزند داشته باشيد و در ميان اين چند فرزند يكى از فرزندانتان بيشتر مطابق ذوق و سليقه و ايده آل شما باشد . مىگوييد من ميان بچه هايم اين بچهام از همهء بچههاى ديگرم به من نزديكتر است يعنى از همهء آنها بيشتر مورد عنايت من است ؛ و الّا همهء بچهها متساوياً به جسم شما نزديك هستند ، همه در يك خانه كنار هم مىنشينيد ، احياناً آن بچهاى كه شما او را كمتر دوست داريد كنارتان مىنشيند و آن بچهاى كه او را بيشتر دوست داريد با دو متر فاصله از شما مىنشيند . مىگويند معناى مقرب شدنِ نزد پروردگار جز اين نيست كه ما بيشتر مورد عنايت پروردگار واقع بشويم و الّا اينكه ما نزديك بشويم و به طرف خدا برويم معنى ندارد . همينطور كه معنى ندارد خدا به طرف ما بيايد و خدا به ما نزديك بشود ، همچنين معنى ندارد ما واقعاً به خدا نزديك بشويم . خدا كه به همه چيز نزديك است ، ما به خدا نزديك بشويم يعنى چه ؟ !
معنى قرب به خدا
اما آن عده از علما كه نظرى دقيقتر و معرفت بيشترى دارند ، مىگويند خير ، مطلب از اين قرار نيست . نزديك شدن به خدا نزديك شدن حقيقى است نه نزديك شدن مجازى و تعبيرى . واقعاً انسان به خدا نزديكتر مىشود اما خيال نكنيد كه اين نزديك شدن به معنى اين است كه يك فاصله را كم مىكنيم . صحبت فاصله در ميان نيست . پس چيست ؟ مىگويد خداى تبارك و تعالى كمال مطلق است ، وجود بىحد است ، كانون لايتناهاى هستى است . او علم محض است ، عين علم است . به تعبيرِ ميرداماد عِلْمٌ كُلُّهُ وَ كُلُّهُ الْعِلْمُ ، قُدْرَةٌ كُلُّهُ وَ كُلُّهُ الْقُدْرَةُ ، حياةٌ كُلُّهُ وَ كُلُّهُ الْحَياةُ ، ارادَةٌ كُلُّهُ وَ كُلُّهُ الْارادَةُ . او كمال مطلق است . موجودات به حسب كمالات واقعى وجودى كه كسب مىكنند به كانون و مركز و واقعيت هستى واقعاً نزديك مىشوند . اين نزديك شدن نزديكى واقعى است ؛ جسمانى نيست ولى واقعى و حقيقى است ، مجاز و تعبير نيست ، از نوع مقرب شدن يك انسان در اجتماع در نزد يك صاحب قدرت و يا از نوع مقرب شدن يك فرزند در نزد پدر نيست كه به معنى اين است كه آثار لطفش بيشتر است ؛ نه ، واقعاً پيغمبر از ما به خدا نزديكتر است ، واقعاً اميرالمؤمنين از ما به خدا نزديكتر است و اين قرب ، قرب واقعى است و در نتيجه آنجا كه ما عبادت مىكنيم ، عبوديت انجام مىدهيم اگر واقعاً عبوديت ما عبوديت باشد ، ما قدم به قدم