تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
نزديك شدن به خدا يك نزديكى حقيقى است ، واقعاً بشر به يك وسيله‌اى ، به وسيلهء عبادت و طاعت ( آن عبادت و طاعت به هر شكلى مىخواهد باشد ) به خدا نزديك مىشود و يا اينكه نزديك شدن واقعى به خدا معنى ندارد ؛ اينكه ما مىگوييم به خدا نزديك مىشويم ، يك تعبير است ، يك مفهوم مجازى است ، چطور ؟ من دو مثال براى شما عرض مىكنم ، يكى در موردى كه نزديكى شيئى با شيئى نزديكى حقيقى است و يكى در موردى كه نزديك شدن يك شئ به شئ ديگر يك تعبير مجازى است ، حقيقى و واقعى نيست .

نزديك شدن حقيقى

اما آن جايى كه تعبير ما از نزديك شدن ، حقيقى است : شما از اينجا مىخواهيد حركت كنيد برويد به قم . هرچه كه شما حركت مىكنيد مىگوييد من به قم دارم نزديك مىشوم و از تهران دور مىشوم . به راستى اينجا اين نزديك شدن شما به قم معنى و مفهوم دارد ، يعنى يك فاصلهء واقعى ميان شما كه در تهران هستيد با شهر قم وجود دارد و شما تدريجاً اين فاصله را كم مىكنيد ، بنابراين مىگوييد من به شهر قم نزديك مىشوم . اين يك معناى نزديك شدن است . واقعاً شما از تهران كه حركت مىكنيد و به قم مىرويد ، فاصله‌اى ميان شما و قم هست و تدريجاً اين فاصله كم مىشود تا وقتى كه شما به قم مىرسيد ، آنقدر نزديك مىشويد كه ديگر كلمهء « نزديكى » هم تقريباً معنى ندارد يعنى شما به قم رسيده‌ايد و به قم و اصل شده‌ايد . اين نزديك شدن ، نزديك شدن حقيقى است .

نزديك شدن مجازى

يك نزديك شدن ديگر هم ما داريم كه فقط تعبير است و نزديك شدن حقيقى نيست ، چطور ؟ شما يك صاحب قدرت و مقام يا يك صاحب ثروتى را درنظر بگيريد كه يك قدرت فراوان و ثروت فراوانى دراختيار اوست . آنگاه بعضى از افراد را ما مىگوييم از نزديكان فلان مقام است ؛ فلان شخص با فلان مقام نزديك است . از شما مىپرسند شما با فلان صاحب قدرت آيا نزديك هستيد يا نزديك نيستيد ؟ مثلًا مىگوييد نه ، من نزديك نيستم اما فلان كس به او خيلى نزديك است ، چطور ؟ من با آن صاحب مقام و قدرت كارى دارم ، مىخواهم بروم نزد يك آدمى كه به او نزديك