تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
شتران هستم و آن خانه هم از خود خداوندگارى دارد . كلمهء « ربّ » يعنى خداوندگار ، صاحب . ما به خدا هم كه مىگوييم رَبّ ، از باب اينكه خداوندگار و صاحب حقيقى تمام عالم و تمام عالمهاست . مىگوييم : الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ سپاس خداى را كه خداوندگار و صاحب است ، صاحب تمام عالمها . پس اصل معنى « ربّ » يعنى صاحب و خداوندگار ، و ربوبيّت يعنى خداوندگارى نه خدايى . فرق است ميان خدايى و خداوندگارى . هر كسى مالك هر چيزى كه هست ، ربّ و خداوندگار آن چيز هم هست . حال معنى اين حديث چيست كه امام فرمود عبوديت يك جوهره‌اى است كه نهايت و كُنهش ربوبيّت است . نكتهء بسيار جالبى است . عبوديت ، بندگى خدا خاصيتش اين است كه هرچه انسان راه بندگى خدا را بيشتر طى كند بر تصاحب و قدرت و خداوندگارىاش افزوده مىشود ، چطور ؟ من در اين جلسه فقط يك موضوع كوچكش را برايتان عرض مىكنم ؛ فهرستى از بعضى مسائل ديگرش را عرض مىكنم ولى يك موضوعش را بسط مىدهم .

اولين درجهء ربوبيّت : تسلط بر نفس

اوّلين درجهء ربوبيّت و خداوندگارى كه در نتيجهء عبوديت پيدا مىشود اين است كه انسان ربّ و مالك نفس خودش مىشود ، تسلط بر نفس خودش پيدا مىكند . يكى از بيچارگيهاى ما كه كاملًا احساس مىكنيم اين است : زمام نفس خودمان دراختيار ما نيست ، اختيار خودمان را نداريم ؛ اختيار زبان خودمان را نداريم ، اختيار شهوات خودمان را نداريم ، اختيار شكم خودمان را نداريم ، اختيار دامن خودمان را نداريم ، اختيار چشم خودمان را نداريم ، اختيار گوش خودمان را نداريم ، اختيار دست خودمان را نداريم ، اختيار پاى خودمان را نداريم ؛ و اين نهايت بدبختى است . ما مىرويم در اين خيابانها ولى اين چشم دراختيار ما نيست ، ما در اختيار اين چشم هستيم ؛ يعنى اين ما هستيم كه اين چشم دلش مىخواهد چشم چرانى كند ، دلش مىخواهد به نواميس مردم نظر شهوت بكند ، دل ما هم تابع اين چشم است . گفت :
دل برود چشم چو مايل بود * دست نظر رشته كش دل بود
ما مالك زبان خودمان نيستيم ، اختيار زبان خودمان را نداريم . وقتى كه گرم مىشويم به حرف زدن ، به اصطلاح چانه‌مان گرم مىشود ، نمىفهميم كه چه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 470 | مرتضى مطهرى