خورد كه اصلًا من متوجه نشدم .
ممكن است شما بگوييد او امام زين العابدين است ، همهء مردم كه امام زين العابدين نمىشوند . بنده خودم در عمر خودم افرادى را ديدهام - البته نمىگويم در اين حد و درجه - كه براى من محسوس بود كه از اولى كه شروع به نماز مىكنند تا آخر نماز چنان غرق در ذكر خدا و ياد خدا مىشوند و چنان غرق در نماز مىشوند كه واقعاً متوجه اطراف خودشان نيستند ؛ و من ديدهام چنين كسانى را .
الْعُبودِيَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبِيَّةُ نتيجهء عبوديت و بندگى و اولين اثرش اين تسلط است .
ما دو مرحله از تسلط را در اين جلسه عرض كرديم . يك درجهء از تسلط كه اقل درجهء تسلط است و اگر اين براى انسان پيدا نشود بايد انسان يقين داشته باشد عبادتهايش مقبول درگاه الهى نيست ، تسلط بر نفس است ، همان چيزى است كه قرآن در باب نماز مىگويد : انَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الفَحشاءِ والْمُنْكَرِ نماز جلو فحشاء و منكر را مىگيرد . نماز چگونه جلو فحشاء و منكر را مىگيرد ؟ نماز مگر پليس است كه وقتى شما مىخواهيد برويد دنبال يك كار زشت بيايد با باتومش جلو شما را بگيرد ؟ نه ، نماز عبوديت و بندگى است . نتيجهء اين عبوديت ، ربوبيت و تسلط است و اقلّ درجهء تسلط ، تسلط بر نفس است .
تقوا
تقوا يعنى چه ؟ يعنى خود نگهدارى . خود نگهدارى يعنى چه ؟ يعنى تسلط بر نفس .
انَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ اولياءَ اللَّهِ مَحارِمَهُ وَ الْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ « 1 » . على عليه السلام مىفرمايد تقواى الهى يك خاصيتش اين است كه انسان را از محرمات الهى نگهدارى مىكند .
خاصيت ديگرش اين است كه خوف خدا را در دل انسان جايگزين مىسازد . قرآن در باب روزه مىگويد : يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقونَ « 2 » اى مردم باايمان ، براى شما روزه فرض شده است همچنان كه براى پيشينيان شما فرض شده بود ، چرا ؟ قرآن فلسفه را هم ذكر مىكند : لَعَلَّكُمْ تَتَّقونَ براى اينكه در شما روح تقوا و ملكهء تقوا پيدا بشود . ملكهء تقوا يعنى چه ؟ يعنى
هامش
( 1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 113 .
( 2 ) بقره / 183 .