تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
انسانهايى هستند كه با موانعى كه در جلوى رشد و تكاملشان هست مبارزه مىكنند و تن به وجود مانع نمىدهند . اين هم تعريف مختصرى از آزادى .

اقسام آزادى

انسان كه يك موجود خاصى است و زندگى او زندگى اجتماعى است و علاوه بر اين در زندگى فردى خود موجود تكامل يافته‌اى است و با گياه و حيوان بسيار تفاوت دارد ، گذشته از آزاديهايى كه گياهان و حيوانات به آنها نيازمندند يك سلسله نيازمنديهاى ديگرى هم دارد كه ما آنها را به دو قسم منقسم مىكنيم . يك نوع آزادى اجتماعى است . آزادى اجتماعى يعنى چه ؟ يعنى بشر بايد در اجتماع از ناحيهء ساير افراد اجتماع آزادى داشته باشد ، ديگران مانعى در راه رشد و تكامل او نباشند ، او را محبوس نكنند ، به حالت يك زندانى درنياورند كه جلوى فعاليتش گرفته شود ، ديگران او را استثمار نكنند ، استخدام نكنند ، استعباد نكنند ، يعنى تمام قواى فكرى و جسمى او را در جهت منافع خودشان به كار نگيرند . اين را مىگويند آزادى اجتماعى . خود آزادى اجتماعى هم مىتواند انواعى داشته باشد كه فعلًا كارى با آن نداريم . پس يكى از اقسام آزادى ، آزادى اجتماعى است كه انسان از ناحيهء افراد ديگر آزاد باشد . يكى از گرفتاريهاى زندگى بشر در طول تاريخ همين بوده است كه افرادى نيرومند و قدرتمند از قدرت خودشان سوء استفاده كرده و افراد ديگرى را در خدمت خودشان گرفته‌اند ، آنها را به منزلهء بردهء خودشان قرار داده‌اند و ميوهء وجود آنان را كه بايد متعلق به خودشان باشد به نفع خود چيده‌اند . مىدانيد كلمهء « استثمار » يعنى چه ؟ يعنى چيدن ميوهء ديگرى . هركسى وجودش مثل يك درخت پرميوه است . ميوهء درخت وجود هركسى يعنى محصول كار و فكرش ، محصول فعاليتش ، محصول ارزشش بايد مال خودش باشد . وقتى كه افرادى كارى مىكنند كه محصول درخت وجود ديگران را به خودشان تعلق مىدهند و ميوه‌هاى وجود آنها را مىچينند ، مىگويند اين فرد فرد ديگر را استثمار كرده است . يكى از گرفتاريهاى بشر در طول تاريخش همين بوده است كه فردى فرد ديگر را ، قومى قوم ديگر را استثمار مىكرده ، به بردگى خود مىكشيده است يا حداقل براى اينكه ميدان براى خودش باز باشد ميدان را از او مىگرفته است ؛ او را