كداميك از معانى مولا است ؟ من نمىخواهم بگويم كه چه معنايى از نظر عقيدهء خودم در اينجا درست است ، ولى به مناسبت بحثم عرض مىكنم ملّاى رومى همين حديث را در مثنوى آورده و يك ذوقى به خرج داده است و از كلمهء مولا معنى « مُعتِق » يعنى آزادى بخش را گرفته است . ظاهراً در دفتر ششم مثنوى است . داستان معروفى دارد ؛ داستان قاضى خيانتكار و زن ، كه قاضى مىخواهد در صندوق مخفى بشود ، او را مخفى مىكنند و به دوش حمّال مىدهند . بعد قاضى به آن حمال التماس مىكند كه هرچه مىخواهى به تو مىدهم ، تو برو و معاون مرا خبر كن تا بيايد اين صندوق را بخرد . معاون او را خبر مىكنند ، مىآيد صندوق را مىخرد و او را آزاد مىكند . بعد ملا از اينجا گريز مىزند ، مىگويد : همهء ما در صندوق شهوات تن زندانى هستيم ولى خودمان نمىدانيم ، احتياج به آزادكنندهاى داريم كه ما را از اين صندوق شهوات نفس و بدن نجات بخشد ، انبياء و مرسلين آزادكننده و نجات بخش هستند .
سپس مىگويد :
زين سبب پيغمبر با اجتهاد * نام خود وانِ على مولا نهاد
گفت هركس را منم مولا و دوست * ابن عمّ من على مولاى اوست
كيست مولا ، آن كه آزادت كند * بند رقّيت ز پايت بر كَنَد
اين واقعاً يك حقيقتى است ؛ يعنى قطع نظر از اينكه معنى جملهء مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ همين باشد يا نباشد ، يعنى پيغمبر كه خودش و على را « مولا » نام نهاد به اعتبار آزادى بخشى بود يا نبود ، اين خود حقيقتى است كه هر پيغمبر برحقى براى آزاد كردن مردم آمده است و خاصيت هر امام برحقى همين جهت بوده است .
معنى « آزادى »
حال ببينيم معنى آزادى چيست . اين آزادى و آزادگى كه مىگويند يعنى چه ؟ آزادى يكى از لوازم حيات و تكامل است ، يعنى يكى از نيازمنديهاى موجود زنده آزادى است . فرق نمىكند كه موجود زنده از نوع گياه باشد يا از نوع حيوان و يا از نوع انسان ، به هرحال نيازمند به آزادى است . منتها آزادى گياه متناسب با ساختمان آن است ، آزادى حيوانطور ديگرى است ، انسان به آزاديهاى ديگرى ماوراى آزاديهاى گياه و حيوان نياز دارد . هر موجود زنده خاصيتش اين است كه رشد مىكند ، تكامل پيدا مىكند ، متوقف نيست ، سر جاى خودش نايستاده است .