بياييد همهء ما جمع شويم دور يك كلمه ، زير يك پرچم . آن پرچم چيست ؟ دو جمله بيشتر ندارد . يك جملهاش اين است :
أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً
در مقام پرستش ، جز خداى يگانه چيزى را پرستش نكنيم ؛ نه مسيح را بپرستيم نه غير مسيح را و نه اهرمن را ، جز خدا هيچ موجودى را پرستش نكنيم .
جملهء دوم :
وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
هيچ كدام از ما ديگرى را بنده و بردهء خودش نداند و هيچ كس هم يك نفر ديگر را ارباب و آقاى خودش نداند . يعنى نظام آقايى و نوكرى ملغى ؛ نظام استثمار ، مستثمِر و مستثمَر ملغى ؛ نظام لامساوات ملغى ؛ هيچ كس حق استثمار و استعباد ديگرى را نداشته باشد .
تنها اين آيه نيست . آياتى كه در قرآن در اين زمينه هست زياد است . چون مىخواهم عرايضم را بهطور فشرده عرض كنم ، بعضى را مىگويم : .
قرآن از زبان موسى عليه السلام نقل مىكند كه وقتى با فرعون مباحثه مىكرد و فرعون به او گفت :
أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ . وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ
« 1 » موسى به او گفت :
وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ
« 2 » .
فرعون به موسى گفت : تو همان كسى هستى كه در خانهء ما بزرگ شدى ، سر سفرهء ما بزرگ شدى ؛ تو همان كسى هستى كه وقتى بزرگ شدى آن جنايت را انجام دادى ( به تعبير فرعون ) ، آن آدم را كشتى . مىخواست منت بر سرش بگذارد كه در خانهء ما بزرگ شدهاى ، سر سفرهء ما بزرگ شدهاى . موسى به او گفت : اين هم شد حرف ؟ ! من در خانهء تو بزرگ شدم ؛ حالا كه در خانهء تو بزرگ شدهام ، در مقابل اينكه تو قوم من را برده و بندهء خودت قرار دادهاى سكوت كنم ؟ من آمدهام كه اين بردگان را نجات بدهم .
مرحوم آية اللَّه نائينى در كتابتَنْزيهُ الْامَّةمىگويد : همه مىدانند كه قوم موسى ، اولاد يعقوب ، هرگز فرعون را مثل قبطيها پرستش نكردند ولى درعين حال چون فرعون آنها را مانند بردهء خودش استخدام كرده بود ، قرآن اين را با كلمهء « تعبيد » از زبان موسى نقل مىكند .
يكى از مقاصد انبياء بهطور كلى و بهطور قطع اين است كه آزادى اجتماعى را
هامش
( 1 ) شعراء / 18 و 19 .
( 2 ) شعراء / 22 .