تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
غرض اين است كه پدر عرفان نظرى محيى الدين است و اگر ما دربارهء عرفان نظرى حافظ بخواهيم بحث كنيم چاره‌اى نداريم جز اينكه همان مكتبى را كه محيى الدين تأسيس كرده است مطالعه كنيم و ببينيم كه اينها چگونه بيان كرده‌اند و آيا حافظ در اين زمينه چيزى دارد و يا ندارد . ولى انسان وقتى كه وارد بحث دربارهء عرفان حافظ مىشود ، مىبيند كه خيلى دامنهء درازى دارد ، و من حيفم آمد كه يك قسمتهايى را اينجا بيان نكنم‌گو اينكه ممكن است منجر شود به اينكه من همهء حرفهايم را نتوانم بزنم .

آيا حافظ عارف بوده ؟

بحث دربارهء « عرفان حافظ » كه ما عنوان كرده‌ايم مفهومش اين است كه ما حتماً حافظ را يك مرد عارف فرض كرده‌ايم ، آنگاه در چگونگى عرفان حافظ بحث مىكنيم كه عرفان عملى حافظ در چه حد و مرتبه است و عرفان نظرى حافظ چگونه است . ولى در عصر ما يك مطلب جديدى به وجود آمده و خود ما ايرانيها اين را به وجود آورده‌ايم و آن اين است كه اصلًا آيا حافظ واقعاً عارف بوده يا عارف نبوده ؟ اين اول حرف است براى ايرانيهاى امروز . شما اگر اكثر قريب به اتفاق مقالاتى كه امروز در جرايد ، مجلات ، روزنامه‌هاى يوميه و غير يوميه دربارهء حافظ مىنويسند و حتى كتابهايى كه اخيراً دربارهء حافظ نوشته‌اند بخوانيد و اينها را مقياس شناسايى حافظ قرار بدهيد مىبينيد حافظ به هر چيزى شبيه است جز يك عارف . اين را هم نمىشود سرسرى گرفت و گفت بى خود گفته‌اند . شايد هم واقعاً اين جور باشد و حافظ واقعاً عارف نبوده و بى خود با يك سلسله تأويلات آمده‌اند او را به صورت يك عارف جلوه داده‌اند . واقع مطلب چيست ؟ آيا حافظ يك مرد عارفى بوده يا نبوده ؟ امروز اغلب حافظ را به صورتى منعكس مىكنند كه هيچ نمىشود نام عارف روى او گذاشت . عرفان هم كه يك امر اختراعى امروزى نيست ، يك جريانى است كه بيش از هزارسال در همان دورهء اسلامى از آن مىگذرد . آيا حافظ از تيپ خواجه عبداللَّه انصارى مثلًا ، بوده يا نبوده است ؟ . عده‌اى اساساً اين مطلب را سخت انكار دارند و لااقل قبول ندارند يا مشكوك مىدانند كه ما حافظ را يك مرد عارف واقعى بدانيم . حالا ما بايد ببينيم كه حافظ كيست ؟ اول بايد بفهميم حافظ كيست ، آيا مىتوانيم حافظ را از اول به صورت يك