تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
با اين همه تكيه‌اى كه اين مرد روى اين امر دارد ، يك نفر هنوز نتوانسته نشان دهد كه مرشد او چه كسى بوده ، مسلّم مرشد داشته ولى [ مشخص ] نيست . معلوم است كه مربى او از اين تيپ مشايخ معروف صوفيه و از اين سلسله‌هاى معروف متصوفه نبوده و به‌طور كلى تصوف شيعى از تصوف سنى اين امتياز را دارد كه اين سلسله‌ها و اين تشريفات بيشتر مال متصوفهء اهل تسنن است و متصوفهء شيعه ، هم عميقتر از متصوفهء اهل تسنن‌اند و هم كمتر اهل اين حرفها هستند كه شيخ و استاد مطرح باشد و استادشان را نشان بدهند . بسا هست كه اينها را در زمان خودشان هيچ كس نمىشناخته است كه داراى عاليترين مقامات عرفان هستند ؛ حتى همسايهء خانه‌اش ، زنش ، بچه‌اش ، شاگردانش نمىدانسته‌اند كه اين بالاترين مقامات عرفان را دارد ، ولى واقعاً داشته ، فقط همان معلم خاصش او را مىشناخته ، از غير او هميشه پنهان بوده ؛ و من يك قرينه‌اى هم پيدا كرده‌ام كه بعد ان شاء اللَّه خواهم گفت : حافظ يك مدتى كوشش كرده كه به اهتمام خودش ، يعنى بدون استاد و معلم و مربى ، اين راه را طى كند . بعد كه سالها زحمت مىكشد ، خون جگر مىخورد و حتى به يك سلسله مكاشفات نائل مىشود ، مىرسد به آنجا كه نه ، بدون « دليل راه » امكان ندارد . مىگويد كه چنين كرديم و نشد ، چنان كرديم نشد ؛ آخرش مىگويد كه بدون دليل راه اهتمام كرديم و نشد . معلوم مىشود مدتى اين‌جور بوده ، ولى بعد مسلّم دليل راه پيدا كرده است . خوب ، اين هم خودش يك قرينه‌اى است كه حافظ اگر يك كسى مىبود كه در زمان خودش خرقه‌اى داشت و كلاه چند تركى و از اين حرفها ، مسلّم شيخش هم معروف و شناخته بود و مىگفتند [ او شاگرد فلان شيخ بوده است . ] . كسانى كه حافظ را در زمان خودش يا نزديك به زمان خودش توصيف كرده و القابى برايش ذكر كرده‌اند ، نه لقب شاعرى به او داده‌اند و نه لقب عرفانى ، بلكه گويى اصلًا يك فقيهى را ، يك حكيمى را ، يك اديبى را دارند تعريف مىكنند ، تمام
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335 | مرتضى مطهرى