سال فوت ملاى رومى و خواجه نصيرالدين طوسى يك سال است . بعد از او هم كسانى كه آمدند ، مثل محمود شبسترى صاحب گلشن راز ، جامى كه از شارحين فصوص الحكم محيى الدين است ، همه سخت تحت تأثير محيى الدين عربى هستند و در اشعار شبسترى انسان كلمات محيى الدين را كاملًا مىتواند ببيند .
غرض اين است كه محيى الدين تأثير عجيبى روى عرفاى بعد از خودش گذاشته است و ديگران به اين مطلب اعتراف كردهاند . در ميان نويسندگان فارسى زبان ، كسى كه اگر در اين مسائل اظهارنظر مىكند تا اندازهاى روى مطالعات است و بى حساب حرف نمىزند ، آقاى دكتر زرين كوب است . وى در كتابى كه به نام ارزش ميراث صوفيه نوشته ، اين حرف را اعتراف مىكند ، مىگويد :
محققان صوفيه بعد از محيى الدين ، على الخصوص شعراى صوفيهء ايران ، از آن بهرهء بسيار يافتهاند « 1 » محيى الدين شعر هم مىگفته ، البته شعرهايش در حد شعرهاى ابن فارض در عربى يا حافظ در فارسى نيست ولى شعر زياد گفته و اصلًا شعر براى او حالت شعرى ندارد ، در واقع موج است ، و بعضى شعرهايش هم در آن حد اعلاى از زيبايى است ، كه گاهى در اسفار شعرهايش را نقل مىكند . دو سه تا شعر در هفتهء گذشته آقاى دكتر بدوى خواند ، گو اينكه ايشان اين شعرها را خواند به اعتبار شعر آخرش و خوب هم توجيه نكرد ، و شعرى كه آن به اصطلاح مقام آخر عرفانى توحيدى خودش را در آن شعر مىگويد اين است :
لقد صار قلبى قابلًا كلَّ صورة * فمرعى لغزلان و دير لرهبان
و بيت لاوثان و كعبة طائف * و الواح توراة و مصحف قرآن
ادين بدين الحب انّى توجهت * ركائبه فالدين « 2 » دينى و ايمانى
.
شعرهاى عجيبى دارد ، و از كسانى كه سخت در مقابل محيى الدين خاضع و فروتن و كوچك است ، صدرالمتألهين است .
هامش
( 1 ) ارزش ميراث صوفيه ، ص 116 ، اميركبير ، 1356 ، چاپ چهارم .
( 2 ) بعضى « فالحب » مىخوانند .