وجود درآورد ، البته بهطور متفرقه در كلمات عرفا كم و بيش از صدر اسلام پيدا مىشود ، ولى آن كسى كه عرفان را به صورت يك علم درآورد و به اصطلاح متفلسف كرد و به صورت يك مكتب درآورد و در مقابل فلاسفه عرضه داشت و فلاسفه را در واقع تحقير و كوچك كرد و روى فلسفه اثر گذاشت و فلاسفهاى كه بعد از او آمدند چارهاى نداشتند جز اينكه به نظرهاى او بااعتنا باشند ، بدون شك « محيى الدين عربى » است . پدر عرفان نظرى اسلامى محيى الدين عربى آن اعجوبهء عجيب روزگار است .
محيى الدين در عرفان عملى نيز قدم راسخ داشته است ، يعنى اصلًا از اول عمرش يك مردى بوده كه اهل رياضت و مجاهده بوده است . ( البته ما الآن داريم توصيف مىكنيم و كار نداريم كه محيى الدين يا حافظ حرفشان درست است و معصوماند يا جايزالخطا هستند ؛ مسلّم اين حرفها مطرح نيست ، ما داريم بيان مىكنيم كه اينها چه دارند مىگويند . ) محيى الدين اول كسى است كه عرفان را متفلسف كرد يعنى به صورت يك مكتب منظم درآورد ، و اصلًا اين مسئلهء « وحدت وجود » كه محور عرفان است - و حتى در عرفان عملى هم همينطور است ، كه حالا يك بحثى دربارهء آن هست ، چون آن توحيدى كه عارف آخرش به آن مىرسد همان وحدت وجود است در عرفان عملى - و اين وحدت وجودى كه در عرفان نظرى بيان شد ، اول بار توسط محيى الدين عربى بيان گرديد و او بود كه شاگردهاى عظيم و بزرگى تربيت كرد و هركس هم كه از آن زمان به بعد آمده ريزه خوار محيى الدين است بدون شك ، و اصلًا اين مرد يك شور و غوغاى عرفانى در جهان اسلام به پا كرد .
اين مرد از نظر نژاد عرب است ، يعنى طائى اندلسى است ، به او مىگويند « محيى الدين عربى طائى حاتمى اندلسى » ؛ « عربى » مىگويند چون عرب است ، « طائى » مىگويند چون از قبيله « طى » است ، « حاتمى » مىگويند چون از اولاد عدى بن حاتم است ، نسلش به حاتم طائى مىرسد ، و « اندلسى » مىگويند چون ساكن در اندلس بود . در آن وقت اندلس اندلس اسلامى بود و اين اندلس اسلامى چه مركز بزرگى بوده است براى تمدن و فرهنگ اسلامى در هر قسمتى ، چه ادبيات ، چه فلسفه ، چه عرفان ، چه طب ، چه رياضيات ، و چه اشخاص بسيار بزرگى به وجود آورده و چه سرنوشت غمانگيزى هم دارد كه عجيب است ، و به چه جبرى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٨