تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
به هرحال اين يك مسئلهء فوق العاده عظيمى است . مسئلهء عرفان عملى مسئلهء انسان و شناخت انسان است ، انسان از اولين مرحلهء خاكى بودن تا آن مرحله‌اى كه قرآن كريم آن را « لقاء اللَّه » مىنامد
( يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ )
« 1 » ، از كجا تا كجا ! . اگر كسى بخواهد دربارهء عرفان حافظ بحث كند ، يك قسمت اين است كه حافظ در اين وادى كه الآن ما به « وادى ناشناخته » تعبير كرديم ، در وادى سير و سلوك ، چه گامهايى برداشته است و چه حالات و مقاماتى از عرفان را در شعر خودش منعكس كرده است ، يعنى در اشعار حافظ از مقامات سير و سلوكى چه چيزهايى پيدا مىشود ، كه اينها را بايد انسان دقيقاً ابتدا با آنچه كه عرفا در كتبى كه در اين موضوعْ صريح بيان كرده‌اند تطبيق كند ، بعد ببيند كه در هر جايى حافظ چه مىگويد . اينها اصطلاحات خاصى دارند ، كلمات خاصى به كار مىبرند و حافظ هم بدون شك تابع همان اصطلاحات و تعبيرات و الفاظ است ؛ و بخشى از ارزش حافظ به اين درك مىشود كه اين حالات معنوى را چگونه توانسته است در اشعارش منعكس كند . اين يك قسمت بحث است .

عرفان نظرى

قسمت دوم ، عرفان نظرى است . عرفان نظرى يعنى جهان بينى عرفانى ، بينش عرفانى ، يعنى آن نظرى كه عارف و عرفان دربارهء جهان و هستى دارد كه به‌طور مسلّم با نظر هر فيلسوفى مختلف و متباين است ، تا چه رسد به غيرفيلسوف ؛ يعنى طبقهء عرفا يك جهان بينى خاصى دارند كه با ساير جهان بينىها متفاوت است . اين بخش از عرفان ، نظر است دربارهء خدا ، هستى ، اسماء و صفات حق ، و دربارهء انسان . از جنبهء نظرى اظهارنظر كردن ، در واقع اين است كه خدا در نظر عارف چگونه توصيف و شناخته مىشود و انسان در نظر عارف چگونه است ، عارف در انسان چه مىبيند و انسان را چه تشخيص مىدهد . پايه گذار بينش عرفانى - كه بعضى از آن به « عرفان فلسفى » تعبير مىكنند - يعنى آن كه عرفان را به صورت يك فلسفه و يك بيان و يك بينش دربارهء هستى و
هامش
( 1 ) انشقاق / 6
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327 | مرتضى مطهرى