تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
الى اللَّه ، و به عبارت ديگر بيان حالات و مقامات انسان در سير به سوى حق ، از اولين منزلى كه عرفا آن را « منزل يقظه » نام مىنهند ، يعنى منزل بيدارى ، تا آخرين منزل كه منزل وصول به حق است و آنها آن را تعبير به « توحيد » مىكنند ؛ يعنى از نظر عارف توحيد حقيقى جز با وصول به حق حاصل نمىشود ؛ عارف توحيدهاى قبل از اين مرحله را توحيد واقعى نمىداند . شما اگر منازل السائرين خواجه عبداللَّه انصارى را ملاحظه كرده باشيد - و اين كتاب اخيراً به فارسى هم ترجمه شده است - مىبينيد كه منازل سلوك را به صورت صد منزل بيان كرده و ده منزل ده منزل كرده است ، از بدايات شروع و به نهايات منتهى مىشود . از نظر عرفا اين مسئله يك مسئلهء تجربى و آزمايشى است . در ميان علومى كه ما در گذشته داشته‌ايم ، بيش از هر علم ديگرى شبيه به علوم امروزى از نظر متكى بودن به نوعى آزمايش عملى ، و از همه نزديكتر ، همين عرفان عملى است و احياناً فرنگيها هم اينها را به عنوان « تجربيات درونى » تعبير مىكنند . در همين بحثهاى آقاى دكتر عبدالرحمن بدوى « 1 » هم كه تعبيرات ايشان غالباً تعبيرات فرنگى بود ، يا تعبيراتى كه اقبال لاهورى دارد ، كه باز تعبيراتى است كه از فرنگيها گرفته است ، در مورد اين سير و سلوك معنوى تعبير به « تجربه درونى » مىكنند ، و اين از نظر روان شناسى يك وادى ناشناخته‌اى است ، و هر روان شناسى نمىتواند روان شناسى عرفانى را درك كند ، زيرا تا كسى عملًا به دنياى روح وارد نباشد چه را مىخواهد آزمايش كند ؟ تنها يك عالم روان شناس عارف سالك مىتواند ادعا كند كه من روان شناسى عرفانى را مىتوانم بيان كنم و توضيح بدهم . در ميان روان شناسان جديد يك نفر است كه تا حدى اطلاعات و مطالعاتى در همين زمينه دارد ( شايد بيش از يك نفر باشد ، من اين يك نفر را مىشناسم ) و او فيلسوف و روان شناس معروف آمريكايى ويليام جيمز است كه قريب به زمان ما هم بوده و كتابى هم نوشته است كه نام اصلى آن گويا « آزمايشهاى عرفانى » بوده است . قسمتى از اين كتاب را به زبان فارسى ترجمه كرده‌اند به نام دين و روان و اين مرد شخصاً مذهبى و عارف مشرب بوده و روى مراجعه كنندگان خودش بيشتر ، از نظر عرفانى مطالعه كرده و سخت هم به حالات روانى عرفانى معتقد است .
هامش
( 1 ) [ وى قبل از استاد شهيد سخنرانى داشته است . ]