مناجات كردن از من گرفته شود بيامرز . اين است كه مىگويند دعا براى انسان ، هم مطلوب است و هم وسيله ، يعنى دعا هميشه براى استجابت نيست ؛ اگر استجابت هم نشود ، استجابت شده است . دعا خودش مطلوب است
درد انسان نسبت به خلق خدا
گروهى ديگر در موضوع درد انسان كه آن را ارزش ارزشها تلقى مىكنند ، متوجه امر ديگرى شدهاند : درد انسان نسبت به خلق خدا ، نه درد انسان نسبت به خدا .
مىگويند معيار انسانيت انسان اين است كه درد ديگران را داشته باشد ؛ يعنى ناراحتيهايى كه متوجه ديگران است و هيچ به شخص او مربوط نيست ، در او درد ايجاد مىكند ، او غمخوار ديگران است . به قول سعدى :
من از بينوايى نِيَم روى زرد * غم بينوايان رخم زرد كرد
اگر درد ديگران و غمخوارگى در كسى پيدا شد ، از گرسنگى ديگران خوابش نمىبرد ؛ گرسنگى خودش از گرسنگى ديگران آسانتر است . اگر خارى در پاى ديگران فرو رود ، مثل اين است كه در چشم او فرو رفته است . مىگويند اين درد انسان است ؛ دردى است كه به انسان ، شخصيت و ارزش مىدهد و اين است منشأ همهء ارزشهاى انسانى . امروز مىبينيم آنهايى كه دائماً مىگويند فلان مسئله انسانى است ، اصلًا انسانيت را جز در اينجا در جاى ديگرى پياده نمىكنند . هر چيزى كه بازگشتش به احساس مسئوليت انسان و درد انسان در قبال انسانهاى ديگر باشد ، آن را انسانى مىدانند و هرچه غير از اين باشد آن را انسانى نمىدانند . اين هم محو شدن ارزشها در يك ارزش ديگر است
نظر اسلام
آيا از نظر معيارهاى اسلامى ، انسان كسى است كه درد ديگران را داشته باشد ؟ يا كسى است كه فقط درد خدا را داشته باشد ؟ از نظر معيارهاى اسلامى ، انسان كسى است كه درد خدا را داشته باشد و چون درد خدا را دارد ، درد انسانهاى ديگر را هم دارد .
ببينيد قرآن چگونه سخن مىگويد . قرآن راجع به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :