تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
او و حركت به سوى او و نزديك شدن به او . تا انسان به ذات حق نرسد ، اين دلهره و اضطراب از بين نمىرود و دائماً اين حالت براى او هست . اگر انسان خود را به هر چيز سرگرم كند ، آن چيز سرگرمى است ، [ حقيقت ] چيز ديگر است . قرآن اين مطلب را به اين تعبير مىگويد :
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
« 1 » بدانيد فقط و فقط دلها با يك چيز از اضطراب و دلهره و ناراحتى ، آرام مىگيرد ؛ اين درد بشر به وسيلهء يك چيز است كه آرامش پيدا مىكند و آن ياد حق و انس با ذات پروردگار است . عرفا بيشتر روى اين درد تكيه كرده‌اند و به درد ديگرى توجه ندارند و يا بگوييم كمتر توجه دارند

تمثيل مولوى

داستانى را مولوى ذكر مىكند كه البته تمثيل است . مىگويد مردى بود كه هميشه با خداى خودش راز و نياز مىكرد و داد « اللَّه ، اللَّه » داشت . يك وقت شيطان بر او ظاهر شد و او را وسوسه كرد و كارى كرد كه اين مرد براى هميشه خاموش شد . به او گفت : اى مرد ! اين همه كه تو « اللَّه ، اللَّه » مىگويى و سحرها با اين سوز و درد خدا را مىخوانى ، آخر يك دفعه هم شد كه تو لبيك بشنوى ؟ تو اگر به در هر خانه‌اى رفته بودى و اين همه فرياد كرده بودى ، لااقل يك دفعه در جواب تو لبيك مىگفتند . اين مرد به نظرش آمد كه اين حرف ، منطقى است . دهانش بسته شد و ديگر « اللَّه ، اللَّه » نگفت . در عالم رؤيا هاتفى به او گفت : چرا مناجات خدا را ترك كردى ؟ گفت : من مىبينم اين همه كه دارم مناجات مىكنم و با اين همه درد و سوزى كه دارم يك بار هم نشد در جواب ، به من لبيك گفته شود . هاتف به او گفت : ولى من مأمورم از طرف خدا جواب را به تو بگويم : آن اللَّه تو لبيك ماست
نى كه آن اللَّه تو لبيك ماست * آن نياز و سوز و دردت پيك ماست
تو نمىدانى كه همين درد و سوز و همين عشق و شوقى كه ما در دل تو قرار داديم ، خودش لبيك ماست . چرا على عليه السلام در دعاى كميل مىفرمايد : اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاءَ خدايا آن گناهانى را كه سبب مىشود دعا كردن من حبس شود و درد دعا كردن و
هامش
( 1 ) رعد / 28